روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳٩٢/٧/۱٩

 

برادر عزیزی به نام مهدی مطلب زیر را برای بنده ارسال نموده اند که همراه با پاسخ بنده در اینجا درج می گردد:

 

" سلام آقای بزرگی مخالفت با احزاب با منطق مخالف است . هر آنچه که با عقل مخالفت کند با شرع هم مخالفت دارد . آیا این آیه از قرآن نیست که می گوید : بشارت بده بنده های خوب من را که سخن ها و اندیشه های گوناگون را می شنوند و سپس بهترین سخن را عمل می کنند ؟ در کجا می تواند تضارب آرا و افکار و اندیشه ها ایجاد کرد ؟ در اداره ها ؟ در دانشگاهها ؟ متاسفانه این ذهنیت وجود دارد که روحانیت می خواهد تنها حزب انحصاری در ایران باشد . "

باسمه تعالی

با سلام متقابل جناب آقا مهدی

چند نکته را خدمت شما عرض می کنم لطفا توجه فرمائید:

1- جنابعالی به آیه شریفه قرآن در خصوص گوش کردن به آراء مختلف اشاره کرده اید که من هم به آن معتقدم؛ پس خواهش می کنم مطلبی که در مورد حزب و حزب بازی را نوشته ام در کنار مطالب دیگران بگذارید و بهترین را انتخاب نمائید.

2- بنده بر اساس تجربه خودم خدمت شما می گویم مطمئن باشید که حزب فقط و فقط محل پیروی و اطاعت از سران حزب است و به شما اجازه فکر کردن، اظهار نظر خلاف کردن و خارج از تصمیمات حزب رفتار کردن را نمی دهند و به لطائف الحیل و از راههائی که بلد هستند آنگونه شما را چهار میخ می کنند که سر سپرده شوید. در بعضی از حزب ها حتی اعضاء مستقل را تهدید هم می کنند و نهایتا اگر فرد بر نظر خود اصرار داشته باشد محترمانه عذر او را می خواهند.( جنابعالی مسائل مربوط به سرکار خانم الهه راستگو را دیدید که نهایتا از حزب متبوع اخراجش کردند ).

3- واقعا همانطور که شما اشاره کردید بهترین محیط برای تضارب افکار دانشگاه و کلاس درس است البته اگر افراد شجاعت اظهار نظر را داشته باشند. رسانه های گروهی دومین محیط تضارب آراء است و سومین محیط جلسات آزاد علمی که از طرف تشکلهای مختلف علمی و سیاسی ترتیب داده می شود.

4- برادر عزیز روحانیت در کنار اساتید دانشگاه، معلمها، دانشجویان، دانش آموزان، نظامیان، کارگران و ...  یک قشر است نه یک حزب. شما گرایشهای خیلی متفاوت میان گروههای مختلف یک قشر را شاهد هستید که روحانیت نیز از این مسئله مستثنی نیست. مگر شما می توانید دانشجویان را یک حزب بدانید؟

5- شما در کجا شاهد انحصارطلبی روحانیت بوده یا هستید که این فرمایش را می فرمائید؟

6- بنده در نوشتار خودم نگفتم ما احزاب را تحمل نمی کنیم بلکه عرض کردم مردم ایران به احزاب اعتماد ندارند ( به دلائلی که عرض شد ) و گفتم " مردم ایران حزب و حزب بازی را دوست ندارند ". شما می توانید برای آزمون این مطالبی که بنده خدمت شما ارائه کرده ام مدتی را با احتیاط کامل به عضویت یکی از احزاب درآئید. البته در همین جا شما را به مطالعه سرگذشت مرحوم جلال آل احمد که چرا از حزب توده جدا شد دعوت می کنم.

7- برادر محترم در اصل " هر آنچه عقل به آن حکم می کند شرع نیز به آن حکم می کند "، مقصود هر عقلی نیست بلکه یک نوع عقل محض است که باید پیراسته از خلقیات، نفسانیات، عادات و دیگر مسائل باشد نه این عقل عرفی من و جنابعالی. دقت نمائید.

در پایان از جنابعالی تشکر می کنم.  

نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳٩٢/٧/۱٦

حزب و حزب بازی

مردم ایران حزب و حزب بازی را دوست ندارند. حداقل به دو علت:

اول: این که از زمانی که مردم ایران مسلمان شدند دریافتند که مکتب اسلام از میان تشکلهای اجتماعی فقط تشکیل گروههای خیر در جامعه ( که امروزه به آنها گروههای مردم نهاد می گویند ) را با شرط و شروطی مورد تصویب وتأکید قرار می‌دهد و بر اساس تعالیم همین مکتب حیاتبخش، «احزاب» معمولا انحصار طلبی فکری و سازمانی به وجود می‌آورند و به نوعی حزب (یا حزب‌گرائی) باعث تفرقه است؛ به ویژه اگر حزب دارای ایدئولوژی خاصِ ناسیونالیستی گردد. در سورة «مؤمنون» آیه 53 آمده است:‌ « همة احزاب به آنچه خودشان دارند خوشبین هستند »[1]؛ بنابراین مکتب سیاسی هدایت از احزاب سیاسی فقط «حزب‌ الله» که دارای اهداف غائی الهی بوده و اعضاء آن قدرت را هدف قرار نداده باشند، مورد تأیید قرار می‌دهد[2] و از گروههای اجتماعی فقط «گروههای خیر»، که دارای اهداف عالیه اسلامی باشند و برپائی خوبیها و از بین بردن بدیها را هدف خود قرار دهند، مورد تأکید قرار می‌دهد؛ البته به این شرط که تعصب حزبی به وجود نیاید.



[1]. کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (مؤمنون، 53).

[2]. فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمْ الْغَالِبُونَ (مائده، 56). إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمْ الْمُفْلِحُونَ (مجادله، 22).


ادامه مطلب ...
 
نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳٩٢/٧/۱٦

  

لطفا برای دیدن همه مطالب وبلاگ به آرشیو وبلاگ در

 سمت راست مراجعه نمائید

نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳٩٢/٧/٦

باسمه تعالی

خانمی به نام مریم مطلب زیر را برای بنده نوشته اند که چون اهمیت دارد آن را در اینجا ذکر می کنم و پاسخ می دهم

" من یک لیبرالم اما ما هیچ وقت  اینجوری که شما میگید نیستیم در هر حزبی افرادی وجود دارند که کارهایی خلاف عقائد حزب انجام میدن ما میگیم آزادی مردم در چارچوب قانون نه در چارچوب قدرت دولت

نویسنده: مریم "

 

سرکار خانم مریم  

با سلام واحترام

اول اینکه لیبرالیسم یک حزب نیست و یک مکتب است که چون اصول عقاید دارد بنده ازآن به عنوان یک دین ( البته ساخته دست بشر) تعبیر کرده ام که از نظر منطق قرآن این تعبیر صحیح هم هست.

بنده در نوشته هایم به هیچ وجه ادعا نکرده ام که همه پیروان دین لیبرالیسم دستورات آن مکتب را انجام می دهند. چنانکه من وشما می دانیم فقط عده ای در غرب ودر جاهای دیگر جهان همجنس بازی می کنند و این مسئله همه گیر نیست. چیزی که در اینجا مهم است عقاید نهفته در یک دین وپیامدهای آن برای بشریت است. امروزه با روشی که لیبرالیستها در دنیا پیش گرفته اند می روند تا ارتباط جنسی با محارم را به یک فرهنگ تبدیل کنند. چنانکه در برخی از کانالهای ماهواره ای افرادی که با محارم خود باصطلاح ازدواج کرده اند را می آورند وبا آنها در مورد کم وکیف آن به بحث و گفتگو می پردازند و به این وسیله یک کار بسیار شنیع را تبلیغ کرده و اشاعه می دهند. و اگر تا کنون در کشورهای خود آن را رسمی نکرده اند به خاطر ترس از افراد مذهبی جهان بوده است. امیدوارم چنین اتفاقی نیافتد.

دوم اینکه شما فرموده اید: " ما میگیم آزادی مردم در چارچوب قانون نه در چارچوب قدرت دولت  ". اگر مقصود از ما لیبرالیست ها هستند، که این تعریف از لیبرالیستها غلط است. بلکه باید می گفتید " لیبرالیستها می گویند: لیبرالیسم یعنی آزادی در چارچوب قانون لیبرالیسم ". که این حرف صحیح می شد چون چند تا از قوانین لیبرالیستی اینها هستند: آزادی زنا، آزادی شراب، آزادی قمار، آزادی همجنس بازی ................و در آینده آزادی تجاوز به محارم.

در صورتی که اگر بخواهیم تعریف شما را از لیبرالیسم قبول کنیم پس امام خمینی و بسیاری از مجتهدین اسلامی لیبرال خواهند بود زیرا همه آنها می گویند: آزادی مردم باید در چارچوب قانون باشد البته قانون اسلامی نه قانون خود ساخته هر دولتی.

پس باید بیشتر دقت بفرمائید      

به هر حال از این که به مطالب بنده سر زدید و اعلام نظر کردید کمال تشکر را دارم.

 

 

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :