روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳٩٢/٩/٢٥

باسمه تعالی

جمهوریت از منظر دو اندیشمند معاصر

( جمهوریت تاسیسی یا امضائی )[1]

هر دو رهبر و اندیشمند نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک مجتهد و اسلام شناس عقیده داشته اند که " جمهوریت "، " مردم سالاری " و " دمکراسی " به وجود آمده در جامعه اسلامی ایران ِ پس از انقلاب اسلامی نه تنها وام گرفته ازغرب نیست بلکه این مفاهیم در بطن و متن تعالیم اسلامی است. مثلا امام خمینی (ره) در جائی می فرمایند: " در اسلام دمکراسی مندرج است "[2] و در جای دیگر: " دمکراسی ای که ما می خواهیم به وجود آوریم در غرب وجود ندارد "[3]ومقام معظم رهبری همین نظر را دارند و می فرمایند: " جمهوریت ما از اسلام گرفته شده و اسلام ما اجازه نمى‌دهد در این کشور مردم‌سالارى نباشد. ما نخواستیم جمهوریت را از کسى یاد بگیریم؛ اسلام این را به ما تعلیم داد و املاء کرد( 24/11/82) "، " مردمسالارى در متن تعالیم اسلامى و حقوق انسان از برجسته‌ترین سخنان اسلام است.( 19/10/84 ) ".

البته غیر از این اعتقاد، برداشت مقام معظم رهبری از اندیشه های امام نیز همین است که امام مردم سالاری و دمکراسی را برخاسته از تعالیم حیاتبخش اسلام می دانستند. ایشان می گویند:  " در مکتب سیاسى امام، مردم‌سالارى از متن دین برخاسته است؛ از «امرهم شورى بینهم» برخاسته است؛ از «هو الذى ایدک بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است. ما این را از کسى وام نگرفته‌ایم ".( 14/3/83 )

البته حقیقت امر هم همین است. دمکراسی چیزی نیست که امروز و دیروز کشف شده باشد بلکه در میان ملتهای دیگر وجود داشته و اسلام نیز آنرا جزء " احکام امضائی " خود قرار داده است. برای اثبات این مسئله به طرح دومقدمه و یک نتیجه می پردازیم:

اول اینکه:

مفهوم " حکومت مردم " و" حاکمیت مردم " حداقل از سه هزار سال پیش در جوامع مختلف وجود داشته است.  ایرانیان باستان به آن " خشتر پاون " می گفتند. چینی ها " مین جو جوگی " به کار می بردند. ژاپنیها آن را با واژه " مین شو شوگی" معرفی می کردند. عرب ها " حکومه الشعب " می گفتند ولاتین زبانها آن را با واژه دموس - کراتوس نشان می دادند ( دموس به معنای مردم و کراتوس به معنای حکومت و حاکمیت ).[4] هرودوت تاریخ نویس یونانی معتقد است که ایرانیان، دویست سال قبل ازافلاطون و ارسطو دمکراسی را می شناختند و در مورد خصوصیات آن بحث می کردند.[5] ایرانیان معاصر مفهوم حکومت مردم و حاکمیت مردم را با سه واژه  مردم سالاری ، جمهوریت و دمکراسی می شناسند که واژه دمکراسی در میان آنها طرفداران بیشتری دارد.

دوم اینکه دمکراسی مانند بسیاری از پدیده های دیگر، انواع مختلفی دارد؛ به گونه ای که فردی مانند " دیوید هلد " در کتاب " مدلهای دمکراسی " ادعا می کند که نزدیک به یازده نوع دمکراسی وجود دارد. اما من در اینجا بنا ندارم به آنها بپردازم، بلکه چند عدد ازدمکراسیهائی که، با یک مطالعه جامعه شناسی تاریخی، به آنها دست پیدا کرده ام را برشمرده و نسبت هر یک از آنها با حکومت اسلامی را مورد سنجش قرار می دهم.

قبل ازپرداختن به آنها لازم میدانم تذکر دهم که در تقسیم بندی پدیده ها همواره باید آنها را از جهات مختلف تقسیم کرد بنابراین دمکراسی نیز قابلیت تقسیم شدن از چهار جهت را داراست که به مقتضای بحث فقط به دو جهت آن می پردازم.

در مرحله اول انواع دمکراسی از جهت صفات مطرح می شود. دمکراسی از این جهت به دو دسته تقسیم می گرددد: دمکراسی محض و دمکراسی غیر محض.

دمکراسی محض دارای هفت مشخصه است:

1- منبع قانون خواست مردم است.

2- قانونگذاری مبتنی برخواست مردم است هر خواستی داشته باشند.

3- پلورالیزم عقیدتی وجود دارد( هرعقیده ای حق است؛ اگر اقلیت است می تواند به اکثریت تبدیل شود).

4- سکولاریزم سیاسی وجود دارد( جدائی سیاست از دین)

5- مشارکت مردم در مسائل سیاسی.

6- آزادیهای نسبی.

7- تساوی در برابر قانون.

با یک مطالعه جامعه شناسی تاریخی به زودی متوجه می شویم که دمکراسی محض در هیچیک از جوامع بشری تحقق خارجی پیدا نکرده است و فقط در کتابها و در سخنرانیهای تبلیغاتی وجود دارد. بر این اساس حکومت اسلامی با آن سازگاری ندارد. علاوه بر اینکه چهار پارامتر اول این نوع از دمکراسی با اسلام هیچ سازگاری ندارند.

دمکراسی غیر محض نیز دارای مشخصات زیر است:

1- منبع قانون مکتب مورد نظر اکثریت افراد جامعه است.

1- مبنای قانونگذاری مبتنی برخواست مردم است اما محدود به اصول و قواعد مکتب مذکور.

2- مونوئیزم عقیدتی وجود دارد.( فقط یک عقیده، حق است)

3- سیاست می تواندمبتنی بردین ماوراءالطبیعی باشد.

4- مشارکت مردم در مسائل سیاسی.

5- آزادیهای نسبی.

6- تساوی در برابر قانون.

با این مشخصات حکومت اسلامی نه تنها با دمکراسی غیر محض نا سازگاری ندارد بلکه یکی از مصادیق این دمکراسی محسوب می شود. وبا یک جامعه شناسی تاریخی نیز متوجه می شویم که اساسا همه دمکراسیهائی که درطول تاریخ در جوامع مختلف به وجود آمده اند همگی دمکراسیهای غیر محض می باشند. به عنوان مثال در دمکراسی اسلامی اولا منبع قانون مکتب اسلام است. ثانیا قانونگذاری مبتنی برخواست مردم است اما محدود به اصول و قواعد بر خاسته از دستورات مکتب اسلام وثالثا اسلام معتقد است که فقط او حق است آنجا که می فرماید: " ان الدین عندالله الاسلام "[6] ( سبک وروش زندگی نزد خداوند فقط اسلام می باشد). رابعا در اسلام، سیاست مبتنی بر دین ماوراء الطبیعی (=آسمانی) است وسه پارامتر دیگر نیز در اسلام مندرج می باشند. امام خمینی در مورد دمکراسی اسلامی می فرمایند:

ممکن است دموکراسى مطلوب ما با دموکراسیهایى که در غرب هست مشابه باشد، اما آن دموکراسى‏اى که ما مى‏خواهیم به وجود آوریم در غرب وجود ندارد. دموکراسى اسلام، کاملتر از دموکراسى غرب است.[7]  

اما دمکراسی از جهت مکتب نیز به شش دسته تقسیم می شود. یعنی شش مکتب در سه سده اخیر سربلند کرده و ادعای داشتن دمکراسی نموده اند. براین اساس تقسیم بندی دراینجا، مبتنی بر ادعا ونه بر به رسمیت شناختن می باشد:

 لیبرالیزم[8] مدعی دمکراسی لیبرالیستی است؛. سوسیالیزم[9] دمکراسی سوسیالیستی را ادعامی کند؛ اسلام دمکراسی اسلامی را معرفی می نماید فاشیزم[10] می گوید که دمکراسی فاشیستی از همه دمکراسیها برتر است؛ مسیحیت در الهیات رهائی بخش دمکراسی مسیحی را می پذیرد؛ و مکتب ناسیونالیزم[11] دمکراسی ناسیونالیستی را ادعا دارد.

با توجه با این دودسته بندی نتیجه می گیریم:

الف) دمکراسی یک ظرف است ومکاتب، مظروف آن می باشند وظرف همواره با مظروف خود شناخته می شود. یعنی اگر دراین ظرف، اسلام ریخته شود، دمکراسی اسلامی حاصل آن خواهد بود واگردرآن لیبرالیزم ریخته شود، دمکراسی لیبرالیستی و اگر سوسیالیزم ریخته شود دمکراسی سوسیالیستی تشکیل می گردد.

ب) عناصر تشکیل  دهنده دمکراسی عبارتند از: 1- مشارکت مردم درمسائل سیاسی         2- آزادیهای نسبی             3- تساوی در برابر قانون[12] ( در یک بررسی بسیار ساده به سرعت پی می بریم که مکتب اسلام این عناصر را به رسمیت شناخته و آنها را جزء احکام امضائی[13] خود قرار داده است ).

برخی ازافراد تصورمی کنند که بعضی از اصول لیبرالیزم مانند سکولاریزم از دمکراسی جدا نشدنی است در صورتی که این چنین نیست زیرا لیبرالیزم مانند اسلام یک مکتب است درحالی که دمکراسی یک شیوه حکومتی شمرده می شود. ایرانیان باستان که ازاولین اندیشمندانی بوده اند که درمورد دمکراسی اظهار نظرکرده اند، به حق فقط برهمین عناصردرمورد دمکراسی تاکید داشته اند. هرودوت مورخ یونانی درمورد خصوصیات دمکراسی نزد ایرانیان باستان می گوید:

اوتانس می گفت: ... اما حکومت مردم، اولا این حکومت اسم خوبی دارد که تساوی حقوق است ودیگر این که مردم کارهائی را که مالک الرقاب می کند مرتکب نمی شوند. انتخاب مستخدمین دولت به حکم قرعه است. هرامری مسئولی دارد وهر تصمیمی به مجلس رجوع می شود. بنابراین پیشنهاد می کنم که حکمرانی یک نفررا ملغی کرده اداره امورمردم را به مردم واگذاریم. اهمیت درکمیت است.[14]

امروزه نیزنویسندگان کتاب " دمکراسی چیست؟ " می گویند:

وجود دمکراسی مستلزم دو اصل کلی نظارت همگانی بر تصمیم گیری جمعی و داشتن حق برابر در اعمال این نظارت می باشد.[15]

اما برگردیم به همان سه مشخصه دمکراسی و ثابت کنیم که این سه خصوصیت در متن و بطن دستورات اسلامی نهفته است واجزائی از مکتب اسلام می باشند.

انقلاب کبیر انبیاء الهی و اولیای ایشان چه در آغازین روزهای تشکیل حکومت و چه در مدینه پیامبر نتیجه اشتیاق انسانها به آزادی از ظلم، جور، ستم، فساد اجتماعی و دستیابی به حکومتی منطقی است که استبداد و ظلم در آن نباشد. قرآن یکی از رسالتهای پیامبران را برداشتن هر غل و زنجیری از دست و پای انسانها می داند (َ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِم‏. اعراف/ 157 ). براین اساس اولا قانونگذار مقدس اسلام نقطه عزیمت در قانونگذاری را بر آزادی گذاشته ودراصولی همچون " اصاله الاباحه "، " اصاله الحلیه " و" اصاله البرائه " آن را منعکس نموده است. ثانیا: همین قانونگذار دستور می دهد که هیچ قدرت مطلقی در جامعه نباید وجود داشته باشد بلکه قدرت باید مشروط و محدود باشد. امام علی ع به مردم بصره می فرمایند که، مواظب باشید که حاکم گمارده شده بر شما از دستورات خدا عدول نکند و دستورات انسانی و بشری خود را بر جامعه حاکم نکند و بر اساس بدعت گذاری که زمینه استبداد را فراهم می کند بر شما حکومت نکند.[16] ثالثا: مکتب اسلام تاکید می کند که، آزادی بیان از جمله ابتدائی ترین خقوقی است که باید رعایت شود. امام علی ع می فرمایند: " از گفتن حق در برابر من یا ارائه نظر در عدالت باز نایستید "[17] رابعا: اگر فرد یا افرادی خواستار گروههای همفکر باشند باید حقوقی برای گروههای همفکر وجود داشته باشد. قرآن برای تشکیل گروههای همفکر دستور می دهد و می فرماید:" وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر. آل عمران/ 104"

تساوی در برابر قانون اما، امام علی ع را براین داشته است که بفرمایند ای اعضاء دستگاه حاکمه از مقدم داشتن خود در اموری که همه مردم در آن مساویند بپرهیزید.[18] کار مردم نزد دستگاه حاکمه در آنچه حق است باید یکسان باشد.( فلیکن امر الناس عندک فی الحق سواء)[19]؛ " آدم کسی را آزاد وکسی را برده به دنیا نیاورده است و همه مردم آزاد به دنیا آمده اند ". امام به کسانی که فرصت های برابر اقتصادی را بر نمی تابیدند می فرمود:" اگر مال از آن من بود همگان را برابر میداشتم تا چه رسد که مال، مال خداست"[20]

و مشارکت مردم در مسائل سیاسی کارا ترین وسیله برای رفع تهدید های احتمالی قدرت سیاسی علیه " آزادی "است. هریک از افراد جامعه با مشارکت در اعمال قدرت، خود را از خطر تحمل اقدامات خودسرانه دور می دارند و با اثر گذاشتن بر دستگاه اداری و برگزیدن نمایندگان و یا انتخاب برخی کارمندان، مشارکت خود در حاکمیت بر جامعه را تداوم می بخشند.

از آنجا که در نظام سیاسی اسلام حاکمیت مردم در کنار حاکمیت الهی به رسمیت شناخته می شود، منطقی ترین شیوه برای استقرار حاکمیت مردم این است که خود مردم به شکلی مستقیم به بیان صریح خواسته هایشان بپردازند. امام علی ع می فرمایند: " ای حاکم! بین تو ومردم هیچ واسطه ای نباشد مگر زبانت و پرده ای نباشد مگر صورتت و مبادا نیازمندی را از ملاقات با خود منع کنی ".[21] در واقع نظام اسلامی تصمیماتی راکه آزمون گفتگو و مشورت را از سر نگذرانده باشند، نمی پذیرد. توصیه امام علی ع به دولت ها این است: " آراء صاحبان رأی را در کنار هم قرار دهید و سپس هرکدام از آنها که به حقیقت نزدیک تر و از شک وتردید دورتر است را انتخاب کنید ".[22] امروزه انتخابات، همه پرسی یا مراجعه مستقیم به آراء مردم به عنوان نهادهای مشاوره ای و حاکمیتی برای مشارکت مردم در حکومت ابزارهای ارزشمندی هستند که در کنار تضارب آراء برای ایجاد خرد جمعی واعمال نظارت بر حاکمان وحکومت به کار گرفته می شوند. چرا که نظارت صحیح و سازنده به رفع نقایص و تکامل اجتماع کمک فراوانی می کند. امام علی ع در این خصوص به دولتمردان دو توصیه اساسی و زیربنائی دارند: 1- اطرافیان را چنان نپرورید که شما را بستایند.[23] 2- کسانی را به خود نزدیک گردانید که سخن تلخ حق را به شما بیشتر بگویند.[24] امام مردم را برای نظام سیاسی بهترین بازرس و ناظر دانسته و آنها را مورد تشویق قرار داده و حتی تاکید کرده که نخبگان سطوح بالای سیاست را زیر نظر داشته، مورد سؤال قرار دهند و از کوچکترین تخلفات جلوگیری کرده و جهت عزل آنها گزارش نمایند. امام می فرمایند: " ای مردم من عبدالله بن عباس را جانشین خود بر شما قرار دادم، سخن او را بشنوید و فرمان او را تا هنگامی که از فرمان خدا و رسول اطاعت کند اطاعت کنید و اگر در میان شما بدعتی گذاشت بدانید او را از حکومت بر شما عزل خواهم کرد ".[25] بدانید " هرگاه خواص به کارهای ناشایست دست یازیدند و گروه مردم بر آنان نشوریدند، هر دودسته مستوجب عقوبت الهی خواهند بود."[26]

                                                                                                                                    والسلام

                                                                                                                        با آرزوی توفیق الهی  



[1] . این مقاله با عنوان " آیا حاکمیت مردم از احکام امضائی اسلام است؟ " در شماره 118 ( آذر و دی 92 ) خرد نامه همشهری به چاپ رسیده است.

[2]. روح الله الموسوی الخمینی، صحیفه نور، ج11، ص130.( 7/10/1358 )

[3]. همان، ج3،ص 13.( 14/8/57 )

[4] . این تحقیقی است که من به آن دست یافته ام اگر برای شما قابل پذیرش نباشد برای شما در اینجا فقط کافی است  این را باور داشته باشید که مسلما ایرانیها چینیها و ژاپنیها به حکومت مردم دمکراسی نمی گفته اند و قبل از یونانیها حکومت مردم را می شناخته اند.

[5] . هرودوت، تاریخ هرودوت، ج3، ص 177- 180.

[6] . آل عمران، 19.

[7] . صحیفه امام، ج‏4، 314 .

[8] . لیبرالیسم به مکتبی گفته می شود که پایه های آن در قرن هفدهم به وسیله فیلسوفی انگلیسی بنام " توماس هابز " گذاشته شد. او بیشتر بر جدائی سیاست از دین تاکید کرد. فیلسوف بعدی " جان لاک " بود که مجلس، نمایندگی و قانون عرفی را تئوریزه کرد. آدام اسمیت اقتصاد لیبرالیستی و جرمی بنتهام لذت گرائی را به آن اضافه کرد. اصول عقاید این مکتب عبارتند از:  اومانیزم ( انسان گرائی) - عقلانیت عرفی پلورالیزم مذهبی - سکولاریزم سیاسی - نسبیت اخلاق - لذت گرائی - سود گرائی.

[9] . سوسیالیزم مکتبی است که از 1848 به وسیله مارکس و انگلس پایه ریزی شد.و از 1917 تا 1990در جامعه روسیه پیاده گردید. آنها در اصول عقاید خود می گویند: خدائی وجود ندارد – مالکیت خصوصی باعث به وجود آمدن طبقات و استثمار می شود – دولت وسیله ستم طبقاتی طبقه دارا بر طبقه ندار است پس با ید از بین برود – در جامعه فقط یک حزب باید وجود داشته باشد و آن هم حزب طراز نوین طبقه کارگر است. نام دیگر این مکتب، کمونیزم است.

[10] . فاشیزم به مکتبی گفته می شود که اندکی قبل از جنگ جهانی دوم در کشورهای آلمان و ایتالیا به وجود آمد. عقاید این مکتب تلفیقی از لیبرالیزم و سوسیالیزم می باشد.

[11] . ناسیونالیزم یا ملیت گرائی مکتبی است با اعتقاد به تفوق و برتری یک ملت نسبت به ملتهای دیگر. محور این گرایش یا نژاد است و یا ملت. نژاد گرایان معتقدند که فقط نژاد مورد نظر آنها صلاحیت حکومت بر دیگر نژادها را دارد. مانند طرفداران برتری نژاد آریائی بر دیگر نژادها و ملیت گرایان بر این اعتقادند که ارزشهای آن ملت بالاتر و والاتر از ملتهای دیگر است و آنها باید بر دیگر ملل حاکمیت داشته باشند.

[12] . تصور برخی از افراد این است که مثلا حقوق شهروندی در کنار این سه عنصریکی از عناصر دمکراسی است، در صورتی که این چنین نیست بلکه حقوق شهروندی متشکل است از: آزادی، تساوی و مشارکت ( ر.ک: دیوید بیتهام و کوین بویل، دمکراسی چیست؟، ص 17).

[13] . احکام در اسلام از جهت مبدأ تأسیس به دو دسته تقسیم می شوند: 1- احکام تاسیسی: به احکامی گفته می شود که برای اولین باربه وسیله اسلام تاسیس شده اند. 2- احکام امضائی: به احکامی گفته می شود که قبل از اسلام نیز وجود داشته اند واسلام آنها را مورد تایید قرار داده و جزء احکام خود قرار داده است. 

[14] . هرودوت، تاریخ هرودوت، ج3، ص 177- 180.

[15] . دیوید بیتهام و کوین بویل، دمکراسی چیست؟، ص 17.

[16]. محمد بن محمدبن النعمان ( شیخ مفید )، الجمل، ص 224.

[17]. نهج البلاغه، شریف الرضی، ج3، ص 211.( خطبه 216)

[18]. همان، ص 143. ( نامه 53)

[19]. همان، ص 144.( نامه 59)

[20]. همان، جلد2، ص56. ( خطبه 126)

[21]. همان، ج3، ص127.( نامه 67 )

[22]. محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص429.

[23]. نهج البلاغه، شریف الرضی، ج3، ص88، ( نامه 53 )

[24]. همان.

[25]. محمد بن محمدبن النعمان( الشیخ المفید )، الجمل، ص324.

[26].محمد بن علی بن بابویه قمی( الشیخ الصدوق )، علل الشرایع، ص522.

نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳٩٢/٩/٩

در خصوص ولایت فقیه اگر شبهه یا سوالی دارید

 به مقاله شماره1 ( بالاسمت چپ )مراجعه

 نمائید و در صورت تمایل سوال یا شبهه را مطرح

 کنید تا پاسخ داده شود. 

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :