روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب

باسمه تعالی

اخلاق چیست؟

 

بی تردید اخلاق تک تک افراد یک جامعه تشکیل دهنده اخلاق آن جامعه است ودرست به همین خاطر است که امام خمینی، بزرگ استاد درس اخلاق عملی قرن پانزدهم می گفت: "  قهراً وقتى « خود » نباشد، دیگر نزاع هم نیست، دعوا هم نیست. انبیا باهم نزاع نداشتند. همه انبیا اگر جمع بشوند در یک جایى باهم هیچ اختلافى ندارند؛ براى اینکه وجهه، وجهه واحد است و خودْ کنار رفته است؛ دیگر خودى در کار نیست ".[1]

وقتی درجائی اختلافی وجود ندارد به معنای این است که " رذائل " اخلاقی در آن جامعه وجود ندارد. بنابر این اعمال ضد اخلاقی هم اتفاق نمی افتد و چه سعادتمند هستند افرادی که می توانند چنین جامعه ای را شکل داده و در آن به عبادت الهی مشغول باشند ویا اگر نمی توانند چنین جامعه ای داشته باشند، که نمی توانند، حد اقل تلاش کنند آن را به این سمت سوق دهند تا به سعادت دنیوی واخروی دست پیدا کنند و بدون شک این آرزوی همه انسان ها است.

اما اخلاق چیست؟

" اخلاق " جمع خلق است و می توان گفت حالتی است که دل یا پرده دل در روح انسان ایجاد می کند. تغییرات این پرده حالت های گوناگونی را در روح انسان ایجاد می نماید که این حالت ها نیزمی توانند خُلق یا اخلاق نامیده شوند.[2] توضیح این که، قلب واقعی انسان، که در آیات وروایات به آن " فؤاد " نیزگفته شده و در زبان فارسی به آن " دل " می گویند، به مانند گوی بلورینی است که درمرکزروح انسان واقع شده است. این مرکزواقع در روح، دائم در حال فعالیت است زیرا مرکز اصلی بایگانی اطلاعاتی است که انسان در طول زندگی خود کسب می کند وگرنه نمی توانست، در برزخ، وقتی که اعمالش را بیادش می آورند متذکر شود و یا نمی توانست دیگران را دربرزخ  بشناسد. این مرکز، محل روانه کردن خوبی ها و بدی ها به سراسر روح نیزمی باشد.

 زمانی که انسان در پرتو اعمال خوب، " فضیلت ها " ی[3] اخلاقی را نصیب خود می کند " پرده دل " ( یا همان پرده اخلاق) او رو به سفیدی و شفافیت می رود و در نتیجه " دل " نیز سفید و شفاف شده واین شفافیت به سراسر روح گسترش می یابد. در این حالت روح بلورین شده وبرای انجام اعمال نیک آماده می گردد.

اما زمانی که انسان درپرتواعمال بد " رذیلت ها "ی اخلاقی را کسب می کند این رذیلت ها همچون لکه های سیاهی بر پرده اخلاق او می نشینند و آن را سیاه می کنند. هرچه این سیاهی ها بیشتر می شود  " دل "  نیز تاریک ترو سیاه تر شده و روزنه ورود خوبی ها به آن از بین می رود. در این حالت روح نیزسیاه شده و برای انجام کارهای پلید آماده می گردد. خداوند در قرآن ودر سوره " مطففین " یکی از خصوصیات منکرین قیامت را اینگونه بیان می کند که " بلکه نتیجه اعمالشان همچون زنگاری بر دلهای آنها نشسته است "[4] وپیامبراعظم اسلام در تفسیر آیه می فرمایند:

  زمانی که فردی گناه می کند نقطه سیاهی بر دل او می نشیند، پس اگر توبه کرد واز گناه باز ایستاد واز خدا طلب مغفرت نمود، قلبش از آن سیاهی پاک می شود. اما اگر توبه و استغفار نکرد گناه روی گناه می نشیند و سیاهی بر سیاهی قرار می گیرد تا آنکه قلب او را می پوشاند پس قلب او در اثر ضخیم شدن پرده گناهان می میرد و این منطبق بر این قول خدای تعالی است که می فرماید: " بلکه نتیجه اعمالشان همچون زنگاری بر دل های آن ها نشسته است ".[5] 

در این حالت که دل انسان سیاه شد این سیاهی را به تمامی روح روانه می کند و تمام روح انسان کدر و سیاه می شود. پس روح به یک  " شیطان مجسم "  تبدیل می گردد که  قرآن به آن " روح اماره " می گوید، روحی که انسان را به بدی ها سوق می دهد. روح وقتی به این مرتبه رسید به وسیله ارسال پیامهائی، مرکز اراده افراد را تحت تاثیر قرار داده و آنها را به طرف انجام " اعمال سوء " سوق می دهد.[6] یعنی فرد دست به اعمالی می زند که آن ها را " اعمال سوء " می نامند و همین اعمال دوباره برسیاهی دل می افزایند وهرچه گستره این آلودگی بر پرده دل بیشتر باشد، اعمال سوء بیشتر می گردد. در این حالت فرد تا جائی پیش می رود که به هیچ صراطی مستقیم نمی شود وهیچ روزنه ای برای ورود به دل او باقی نمی ماند[7] وفرد به سرحد کفر می رسد و حتی نشانه های واضح خدائی را تکذیب کرده ومسخره می نماید.[8] پس از این حالت است که انسان دچار قساوت قلب می شود.[9]

برعکس آن نیز صادق است؛ یعنی این که " پرده دل ِ" مستقر درروح هنگامی که در معرض مواد خلقی " حَسَن " قرار می گیرد شفاف  می شود. البته هر چه این شفافیت  گسترش می یابد این پرده  نیز برای تبدیل شدن به  یک اخلاق حسن آماده تر می گردد و با به وجود آمدن چنین حالتی تمام روح انسان شفاف و روشن می گردد به گونه ای که به یک روح قدسی وبه قول علمای علم اخلاق به " روح القدس " تبدیل می گردد. علامه آملی می گوید: " روح القد س یک حقیقت خارجیه ای که جدای از جان آدمی باشد، نیست؛ بلکه درجه عالیه ای از نفس انسانی است که بعد از طی درجات مادون تحصیل می گردد ".[10]

البته برای " روح " مراتب بینابینی نیز وجود دارد. به عنوان مثال " نفس لوامه " که مرحله ای بالاتر از " نفس اماره " است. در این مرحله اگر چه افراد گناهانی را انجام می دهند و توبه می کنند اما دو باره مرتکب گناهانی از نوع کبیره و صغیره می شوند و پس از ارتکاب ضمن آنکه از کار خود پشیمان می شوند به ملامت خود نیز می پردازند.[11] بنابراین در حرکت  به  سوی " روح قدسی " این  روح بر مرکز اراده افراد  تاثیر گذاشته  و سعی می نماید تا آن ها را به سمت خوبی وانجام اعمال خوب سوق دهد. بنابراین افراد جامعه دست به اعمالی می زنند که " اعمال نیک " نامیده می شود. هر چه گستره این اعمال در جامعه بیشتر باشد، حرکت به طرف " مدینه فاضله " با سهولت بیشتری انجام می پذیرد. انسان ها در چنین جامعه ای خوشبخت ترو موفق تر خواهند بود.

پس از نفس لوامه نوبت به " نفس مطمئنه " می رسد. در این مرتبه فرد از همه گناهانی که از او صادر شده است توبه کرده و اراده می کند تا همه گناهان کبیره و صغیره را  تا آخر عمرترک کند. بر این اساس قلبش را از همه رذائل و صفات پست، پاک می کند و صفات و فضیلت های اخلاقی را جایگزین آن می نماید. به طوری که " قلبش " از هر عیب و نقصی سالم شده و خدا را با " قلب سلیم " در آخرت ملاقات می کند. قرآن کریم می فرماید که در این حالت فرد با یک نوع بازگشت به سوی خدا، هم خدا از او راضی می شود وهم او از خدا راضی می گردد.[12]

 

 

 

 

 



[1] .روح الله الخمینی، صحیفه امام، ج14، ص 211.

[2] . بنابراین می توانیم بگوئیم: " اخلاق به حالت هائی گفته می شود که پرده دل در روح انسان ایجاد می کند ".

 

 

 

 

[3] . نمونه ای از فضیلت ها و رذیلت ها در ذیل آورده شده است.

 

رذائل                      اعمال سوء                  فضائل                   اعمال نیک      

 

حسد

کبر

غرور

حرص

طمع

ریا

کینه

خودخواهی

خشم

حب مال

حب مقام

نفرت

شهوت جنسی

لذت خواهی

جهل

ترس

حقارت

کفر

نفاق

رفاه طلبی

تجمل گرائی

انتقام جوئی

جدال

مراء

 

سوء ظن

تجسس

غیبت

بهتان

تهمت

تمسخر

خیانت در امانت

عیبجوئی

اذاعه اسرار

دروغ

فحش و اهانت

ایذاء و شکنجه

استماع غناء

غصب

خلف وعده

اشاعه فحشاء

مزاح و شوخی

اضلال

طعن

لعن و نفرین

لجبازی

شهرت طلبی

اسراف

تبذیر

 

 

کرامت

بخشندگی

مروت

قناعت

غبطه

خلوص

صفا

علم

حیا

حب خدا

حب اهل بیت

فروتنی

دگرخواهی

کظم غیظ

شجاعت

ایمان

 

رازداری

توریه

عفت کلام

حسن ظن

عدم تجسس

نیک گوئی

امانتداری

معاتبت

راستگوئی

بخشش

صدق وعده

اشاعه نیکی

کم گوئی

ارشاد

 

 

 

[4] . بل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون ( المطففین/ 14 ).

[5] . عن رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) ، أنه قال : " إذا أذنب العبد کان نقطة سوداء على قلبه ، فإن هو تاب وأقلع واستغفر صفا قلبه منها ، وإن هو لم یتب ولم یستغفر ، کان الذنب على الذنب والسواد على السواد ، حتى یغمر القلب فیموت بکثرة غطاء الذنوب علیه ، وذلک قوله تعالى : بل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون  (حسین النوری الطبرسی،  المستدرک الوسائل، ج 11،  ص 333).

[6] . إن النفس لأمارة بالسوء إلا ما رحم ربی  ( یوسف/ 53 ).

[7] . إنا جعلنا على قلوبهم أکنة أن یفقهوه ( الکهف/ 57 ).

[8] . ثم کان عاقبة الذین أساؤا السوأى أن کذبوا بآیات الله و کانوا به یستهزؤن (سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند ) ( روم  / 10) . إن الذین کفروا سواء علیهم أأنذرتهم أم لم تنذرهم لا یؤمنون ؛ ختم الله على قلوبهم وعلى سمعهم وعلى أبصارهم غشاوة ولهم عذاب عظیم ( کسانی که کافر شوند چه آنها را بترسانی چه نترسانی برای آن ها یکسان است و ایمان نمی آورند. خداوند بر دل های آن ها مهر زده است....( البقرة 6 – 7).

[9] . الامام الباقرع : إیاک والغفلة [ ف‍ ] فیها تکون قساوة القلب (حسن بن علی الحرانی،  تحف العقول، ص 285).

[10] . عبد الله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص 316.

[11] . محمد حسن البجنوردی ،القواعد الفقهیة ، ج 7 - ص 360.

[12] . یا أیتها النفس المطمئنة ، ارجعی إلى ربک راضیة مرضیة ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی ( الفجر27- 30 ) و ر.ک. به: همان، ص359.

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :