روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب

به نام خدا

آیه الله العظمی بروجردی در بسیاری از جهت گیریهایشان با فقیهان دیگر ، وجه اشتراک داشتند اما در در باره شؤون فقیه و حدود ولایت او مقدماتی عقلی را مطرح می کردند و سپس چنین نتیجه می گرفتند:

یکم: بدرستی که در جامعه اموری وجود دارد که از وظایف افراد جامعه نبوده، به آنها مربوط نیست، بلکه از امور عام اجتماعی است که حفظ نظام اجتماع به آنها بستگی دارد؛ از قبیل قضاوت، ولایت بر غایب و ناتوان، مصرف اموال پیدا شده و مجهول المالک، حفظ نظام داخلی، امنیت مرزها، دستور جهاد و دفاع هنگام حمله دشمنان و غیره که به سیاست جامعه مربوط است و متصدی آن شخص خاصی نیست؛ بلکه از وظایف سرپرست جامعه و کسی است که سررشته امور مهم جامعه در دستان او قرار دارد و براواست که ریاست و خلافت را عهده دار شود.[ البدرالظاهر، آیه الله بروجردی، ص79 ].

ایشان پس از آن می گویند:  

"

1-      کسی که از طرف امامان برای سیاست جامعه و اداره آن منصوب شده، همان " فقیه " است؛ زیرا کسی قائل نیست که امامان دیگران را نصب کرده اند.

2-      کسی قائل نیست که امامان دیگران را نصب یا اینکه این امور را به حال خود رها کرده اند.

3-      پس مراد از " حاکما " در " قد جعلته علیکم حاکما " در مورد کلیه امور اجتماعی است که از وظایف اشخاص خاصی نیست و شارع مقدس نیز به سستی در آنها رضایت نمی دهد ولو این که در عصر غیبت یا عدم امکان دسترسی به امامان باشد؛ البته تصدی این امور اختصاص به قاضی هم ندارد؛ اگر چه شغل قضاوت معمولا و عرفا ملازم با تصدی سایر امور مبتلابه جامعه بوده است ".

........................آیا این واضح نیست که آیه الله بروجردی ولایت فقهاء را فراتر از ولایت در فتوا و قضاء، و به صورت " همه جانبه "( مطلقه ) می دانند؟

می پرسند: چرا آیه الله بروجردی با این که زعیم شیعه در جهان و یگانه مرجع دوران خود بودند قیام نکرده پهلوی را سرنگون نکردند؟

پاسخ این است که :

اولا: مقصود بنده از مطرح کردن این مطالب اثبات اصل ولایت فقهاء بر جامعه نزد آیه الله بروجردی است. و طرح این که آیه الله العظمی بروجردی می فرمایند: فقیه در کلیه امور اجتماعی واجب الاطاعه است.

ثانیا: این که آیه الله بروجردی صلاح نمی دانستند در آن مقطع دراجرا دخالت کنند،  درست است. البته  نه در سیاست؛ چون آیه الله در بسیاری موارد به مسئولین مملکتی آن زمان رهنمود و پیغام می دادند و به این وسیله در سیاست دخالت می کردند. پس این مطلب که منسوب به آیه الله گرامی است را قبول دارم. ایشان می گویند: " مرحوم آقای بروجردی اصل ولایت فقیه را قبول داشتند مسئله اجرایش بود باید مهره های سالم داشته باشیم اگر مهره های سالم نداشته باشیم حضرت امیر در راس قدرت اما بعد از عثمان بود و خرابکاری های عثمان مهره ها فاسد، خیلی دشواری داشت آنوقت روحانیت اگر حکومت را بگیرد و نتواند اداره کند. آبروی دین هم رفته است الا ای حال این نظر ایشان بود ".

 

ثالثا: باید بپذیریم اگر آیه الله بروجردی معتقد بوده اند که قبلا مهره سازی نکرده ایم پس نباید تشکیل حکومت بدهیم، این بحث بر سر مصداق موضوع است، نه بحث بر سر اصل ولایت فقیه.

رابعا: مطلب دیگر این که شاه اگر در دوره آیه الله بروجردی انجمن های ایالتی و ولایتی راه می انداخت و کاپیتولاسیون را می پذیرفت چه بسا در همان زمان آیه الله اعلام قیام می کردند.

دست آخراینکه: فقهاء ما در طول تاریخ تشیع در اصول کمتر اختلاف داشته اند؛ اما در مورد مصادیق موضوعات اختلافهای اساسی داشته اند که اختلاف نظر امام با آیات عظام:  بروجردی، خوئی، حکیم و گلپایگانی هم بر سرمصادیق بوده است. و اختلاف برخی از علماء امروز نیزبا مقام معظم رهبری بر سر مصادیق است. در این مورد در یکی از پستهای آینده انشاءالله به آن خواهیم پرداخت.

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :