روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب

 

باسمه تعالی 

حزب، تحزب، تشکل، احزاب از منظر عقل و شرع

( تذکر: نگارش این نوشتار به این معنا نیست که نویسنده با فعالیت احزاب ارزشی در جامعه اسلامی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی مخالف می باشم بلکه صرفا ارائه یک نظر و اندیشه است ).

××××××××××××××

 

مردم ایران حزب و حزب بازی را دوست ندارند. حداقل به دو علت:

اول: این که از زمانی که مردم ایران مسلمان شدند دریافتند که مکتب اسلام از میان تشکلهای اجتماعی فقط تشکیل گروههای خیر در جامعه ( که امروزه به آنها گروههای مردم نهاد می گویند ) را با شرط و شروطی مورد تصویب وتأکید قرار می‌دهد و بر اساس تعالیم همین مکتب حیاتبخش، «احزاب» معمولا انحصار طلبی فکری و سازمانی به وجود می‌آورند و به نوعی حزب (یا حزب‌گرائی) باعث تفرقه است؛ به ویژه اگر حزب دارای ایدئولوژی خاصِ ناسیونالیستی گردد. در سورة «مؤمنون» آیه 53 آمده است:‌ « همة احزاب به آنچه خودشان دارند خوشبین هستند »[1]؛ بنابراین مکتب سیاسی هدایت از احزاب سیاسی فقط «حزب‌ الله» که دارای اهداف غائی الهی بوده و اعضاء آن قدرت را هدف قرار نداده باشند، مورد تأیید قرار می‌دهد[2] و از گروههای اجتماعی فقط «گروههای خیر»، که دارای اهداف عالیه اسلامی باشند و برپائی خوبیها و از بین بردن بدیها را هدف خود قرار دهند، مورد تأکید قرار می‌دهد؛ البته به این شرط که تعصب حزبی به وجود نیاید.

 بنیانگذار مکتب سیاسی هدایت محمد بن عبدالله (ص) زمانی که برخی از افراد مدینه قصد داشتند دو حزبِ قومی «مکی‌ها» و «مدنی‌ها» در مدینه بر پا کنند و با بر‌انگیختن حسّ ناسیونالیستی تفرقه در میان مردم ایجاد نمایند، دو‌باره بر محوریت هدف متعالی جامعه، یعنی رسیدن به خدا تأکید کردند و جامعه را به دو گره خیر «انصار‌الله» و «مهاجرین فی‌ سبیل‌الله» تقسیم نمودند تا جهت‌گیری الهی باشد و از انحراف باز داشته شوند. بر این اساس پیامبر حزب و حزب بازی را عملا و نظرا مورد بی توجهی قرار دادند اما گروههای خیر را می پسندیدند.

دوم: مردم ایران در یک صد سال اخیرنه تنها خیری از قریب به اتفاق احزاب ندیده اند که هر چه دیده اند همه شر بوده است. چه آ نهائی که اسم حزب را یدک می کشیده اند مانند حزب توده و چه آنهائی که اسم خود را سازمان گذاشته بودند و در طراز حزب عمل می کردند مانند " مجاهدین خلق "( منافقین).  

 نگارنده نیز اگرچه یک متخصص در رشته علوم سیاسی هستم و قاعدتا باید از طرفداران فعالیت حزبی باشم اما آنقدر از احزاب و تشکلها در تاریخ ایران خیانت و انحراف و دیکتاتوری و بازیچه دست سازمانهای جاسوسی شدن سراغ دارم که " عطای آنها را به لقایشان بخشیده ام ". یک مورد از نفوذ و جاسوسی را برای شما می گویم تا شما هم به همین عقیده برسید.

حدود سالهای 1343 عده ای از دانشجویا ن چپ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، با رویگردانی از سیاستهای حزب توده ایران، " سازمان انقلابی حزب توده ایران "  در خارج از کشور را بنیان گذاشتند. سازمان انقلابی یک گروه مائوئیستی با اعتقاد جدی به تجربه چین بود. گروه با سیاست استالین زدایی، با خروشچف و تز همزیستی مسالمت آمیز پیشنهادی حزب کمونیست اتحاد شوروی سرسختانه مخالف بود.

سیروس نهاوندی که از افراد وابسته به سازمان مذکور بود مدتی را از طرف سازمان به کوبا فرستاده شد تا آموزش نظامی دیده به ایران اعزام شود. نهاوندی پس از آموزش از کوبا به ایران آمد. او پس از رسیدن به ایران از اعضای سازمان دعوت کرد که به ایران آمده در داخل فعالیت نمایند چون معتقد بود باید سازمان به ‌ویژه رهبری آن هر چه زودتر به داخل کشور منتقل شوند. اما چون با مخالفت اعضاء رو به رو شد از سازمان انقلابی قطع امید کرد و در ایران تشکیلات جداگانه‌ای به‌نام " سازمان رهائی ‌بخش خلق‌های ایران " را پایه ‌ریزی کرد. اما همچنان با پرویز واعظ‌ زاده یکی دیگراز اعضاء سازمان انقلابی حزب توده در تماس بود. سازمان مذکور در حمله به بانک ایران و انگلیس شعبه تخت جمشید دخالت کرد و به سفیر امریکا نیز حمله نافرجامی داشت. نامبرده پس از آن مورد شناسائی ساواک قرار گرفت و دستگیر شد. او در زندان با ساواک شروع به همکاری نمود و به آنها قول داد که اگر او را آزاد کنند حاضراست به عنوان یک فرد نفوذی در سازمان انقلابی حزب توده به فعالیت بپردازد. در این جهت او با افراد ساواک به توافق رسید که به یکی از بیمارستانهای ارتش منتقل شود و از آنجا فرار نماید. و برای عادی جلوه دادن فرار ناخنهای پای وی را با یک بی هوشی کشیدند و برای دفع هر گونه سوء ظن گلوله ای نیز به دست او شلیک کردند [ نگارنده زمانی که در آغازانقلاب در نخست وزیری فعالیت می کردم در پرونده نهاوندی ناخنهای پای نامبرده که در پنبه پیجیده شده بود را به عینه دیدم ]. ازآن پس ( فروردین 1352 ) تا پیروزی انقلاب اسلامی سازمان انقلابی حزب توده توسط ساواک اداره می شد.( یک بار دیگر این پاراگراف را با دقت بخوانید )

غیر از سیروس نهاوندی ساواک فرد دیگری را نیز به کادرمرکزی سازمان انقلابی حزب توده ایران نفوذ داد تا با تکمیل افراد نفوذی حزب مذکور را بیشتر در اختیار خود بگیرد. 

به راستی فکر میکنید چند نفر از این نوع  افراد وابسته به سرویسهای اطلاعاتی دشمن درکادر مرکزی احزاب فعال در ایران حضور داشته باشند که آنها را در جهت اهداف سفارشی  خود سوق می دهند. ( البته اگر تیز هوش باشیم این افراد قابل شناسائی هستند )

با این حساب آیا شما می توانید ما مردم ایران را متقاعد نمائید که به احزاب و کار حزبی و سر سپردگی به حزب اعتقاد داشته باشیم.

در پایان، نوشتار را مزین می کنم به احادیثی از معصومین مکتب اسلام (ع) که فرمودند:

کسی که در قلبش ذره‌ای از گروه‌گرائی باشد خداوند او را در روز قیامت با اعراب جاهلیت محشور خواهد کرد[3]، کسی که گروه‌گرا باشد خداوند عزوجل او را به وسیلة گروهی از آتش هلاک می‌گرداند.[4] (پس) کسی که به گروه‌گرائی دعوت کند یا به خاطر تعصب گروهی بجنگد یا با تعصب نسبت به گروه بمیرد از ما نیست.[5] آن گروه‌گرائی‌ای (مذموم است) که دارندة آن به خاطر آن گنا ه می‌کند یعنی اینکه افراد شرور گروه خود را بهتر از نیکان گروه دیگر می‌بیند. بنابراین اگر فردی گروه خود را دوست داشته باشد این گروه‌گرائی نیست بلکه گروه‌گرائی آنست که فرد گروه خود را در ظلم کردن یاری کند.[6]

 

براین اساس حزبی مورد نظر اسلام خواهد بود که در آن چیزی به نام " ولایت حزبی " وجود نداشته باشد.

[1]. کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (مؤمنون، 53).

[2]. فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمْ الْغَالِبُونَ (مائده، 56). إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمْ الْمُفْلِحُونَ (مجادله، 22).

[3]. پیامبر(ص): مَنْ کانَ فی قَلْبِهِ حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَلٍٍ مِنْ عَصَبِیةِ بَعَثَهُ الله یوُمَ القِیامَةِ مَعَ اَعْرٰابِ الْجاهِلِیةَ (محمدبن یعقوب الکلینی، الکافی، ج 2، ص 308).

[4]. امام صادق(ع): مَنْ تَعَصَّبَ، عَصَبَهُ الله عَزَّوَجَلَّ بِعِصابَةٍ مِنْ نارٍ (همان).

[5]. پیامبر(ص): لَیسَ مِنّا مَنْ دَعا اِلیٰ عَصَبِیةٍ وَ لَیسَ مِنّا مَنْ قاتَلَ عَلی عَصَبیةٍ وَ لَیسَ مِنّا مِنّْ ماتَ عَلیٰ عَصَبِیةٍ (احمدالامینی، الغدیر، ج 6).

[6]. امام سجاد(ع): اَلْعَصَبیةُ الَّتی یا ثُمَّ عَلَیها صاحِبُها اَنْ یریٰ الرَّجُلَ شِرارُ قَوْمِهِ خَیراً مِنْ خِیارِ قَوْمٍ آخَرینَ، وَ لَیسَ مِنَ الْعَصَبِیةِ اَنْ یحِبُّ الرَّجُلَ قَوْمِهِ، وَ لکنْ مِنَ الْعَصَبِیةِ اَنْ یعینَ قَوْمَهُ عَلَی الظُّلْمِ (محمدبن یعقوب الکلینی، الکافی، ج 2ع ص 308).

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :