روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳۸٩/٦/٩

* نسل جدید:

با این تفاصیل ( که در پاسخ سؤال ١ گفتید ) به ‏نظر جنابعالى این نسل سرگردان دیگر به چه کسى مى‏تواند اعتماد و تکیه کند که تکیه‏گاه خوب و مطمئنى براى او باشد؟

دکتر: من به‏عنوان کسى که در رشته کارش تاریخ و مسائل اجتماعى است، ادعا
مى‏کنم، که در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعمارى، امضاء یک
آخوند نجف رفته نیست، درحالى که در زیر همه این قراردادهاى استعمارى، امضاى
آقاى دکتر و آقاى مهندس فرنگ‏رفته هست (باعث خجالت بنده و سرکار!).

این، یک طرف قضیه...............


از طرف دیگر، پیشاپیش هر نهضت مترقى ضداستعمارى
در این کشورها، همواره و بدون استثناء قیافه یک یا چند عالم راستین اسلامى و
بخصوص شیعى، وجود دارد.] خطاب به برخى افراد مى‏گویم:] شما که مى‏خواهید
این پایگاه فرهنگى ریشه‏دار را که در عمق تاریخ ما و در اعماق وجدان جامعه ما
ریشه دارد، برچینید، براى تکیه‏گاه فرهنگى و مردمى خود، به نام روشنفکر مسئول،
دربرابر استعمار فرهنگى، چه پایگاهى را مى‏خواهید جایش بگذارید؟ چند تا شعر
فارسى را که مدیحه ممدوح است و مدیحه معشوق؟ یا چند تا ترجمه‏هاى آشفته
آثار فرنگى را؟ باید بر این پایگاه ریشه‏دار تکیه کرد، اگر ایمان دارى، به‏خاطر ایمان، و
حتى اگر ندارى، اما مسئولى، به‏خاطر مسئولیت، و اگر هم ایمان دارى و هم
مسئولیت که دو دستت را مى‏فشرم. و اگر نه ایمان دارى و نه مسئولیت، و به‏خاطر
خوشایند زمانه نطق مى‏فرمایى که: تبت یدا ابى لهب و تب! مرحمت زیاد! نطق کن!


این اعتقاد من است و اعتقاد حسینیه ارشاد و همه کسانى که به این راه،
ـ کمابیش از طریق درسها، سخنرانیها و نوشته‏ها ـ آشنایى «مستقیم» دارند و در آن
گام برمى‏دارند و عقاید و افکار و قضاوتهاشان را همه از آقاى «مى‏گویند» نمى‏گیرند،
که: «بزرگترین پایگاهى که مى‏توان امیدوار آن بود که توده ما را آگاه کند، اسلام
راستین را به آنان ارائه دهد، در بیدارى افکار عمومى و بخصوص متن توده ما، نقش
مؤثر و نجات‏بخشى را ایفا کند، و در احیاء روح اسلام و ایجاد نهضت آگاهى‏دهنده و
حرکت‏بخشنده اسلامى، عامل نیرومند و مقتدرى باشد، همین پایگاه «طلبه»، و
«حوزه» و حجره‏هاى تنگ و تاریکى است که از درون آنها، سیدجمال‏الدینها بیرون
آمده است (و مى‏آید)».[1]

 

 

* نسل جدید:

امّا در میان همین قشر کسانى...

دکتر: اما... خطاب به همین علماى «راستین» بزرگى که نهایت حرمت و احترام را برایشان قائلم و ـ همان‏طورى که گفتم ـ همواره، با قلم، قدم و تلاشهاى ناچیز خویش، ارادتمند، جانبدار و مدافع سرسخت آنها بوده و هستم و معتقدم که همه نیزباید چنین باشند، عرض کوچکى هم دارم و آن این است که:

گروهى اندک و بسیار مشخص که از نظر علمى، فضیلت، سابقه در حوزه و «شخصیت» اسلامى و روحانى، معلوم است که در چه «حد»ى هستند، چگونه‏اند، و تا کجا از روحانیت و علم و دین و حتى اخلاق بدورند، به‏نام «دفاع از شما» ـ که با شما هرگز تجانسى ندارند ـ با بدترین لهجه و لحن و رفتار ـ که کوچکترین تشابهى با لهجه و رفتار یک مسلمان شیعه، و حتى یک انسان، ندارند ـ به گروهى که ما باشیم (تنها گروهى که در میان نسل جدید و تحصیل‏کرده‏هاى روشنفکر، پیوند و همدردى، هم‏سرنوشتى و همگامى عمیقى با شما احساس مى‏کنند و همواره، درصدد تقریب،تفاهم و هم‏پیمانى بیشترى با شما هستند)، حمله مى‏کنند، دروغ مى‏گویند، جعل مى‏کنند، شایعه مى‏سازند، دشنام مى‏دهند، جمله را تحریف مى‏کنند، نقل قولهاى جعلى مى‏سازند و حتى فحاشیهاى عرضى به همه مى‏کنند، لکن این را قبول کنید که ما در این «فاجعه»، دلواپسى و دلهره دفاع از شخصیت خود را نداریم، دلهره و دلواپسى تبرئه موقعیت مذهبى و اجتماعى خود را نداریم، چراکه ثمره تمام این «حملات» و دشنامها ـ به‏طورى که مى‏بینید ـ استقبال هرچه بیشتر این نسل روشنفکر، و «آگاهى» و «تعهد» و قبول «مسئولیت» هرچه بیشتر شده است. احیانا اگرهم این‏گونه سمپاشیها و حملات، در میان قشر خاصى که با کتاب و سخن و استدلال، سروکارى ندارند، سوءتفاهمى ایجاد کند، ما در «آنجا»ها، نه شخصیت و وجهه‏اى داریم و نه هم در صدد جلبش هستیم. و بنابراین، از این حملات، ما ضرر نکرده‏ایم بلکه مى‏بینید که بیش از نیمى از این توفیقى که در گسترش این فکر به دست آورده‏ایم، مرهون همین‏گونه دشمنى‏هاى زشت و ناشیانه و غیرانسانى هستیم. اما این مطلب را هم از من، به‏عنوان کسى که تاریخ روابط استعمارى دنیا، به‏ویژه در جامعه‏هاى اسلامى را، از آغاز تاکنون، دقیقا و مرتبا و با حساسیتى خاص مطالعه کرده است، و به‏عنوان یک مقلد و ارادتمند بسیار کوچک و ساده خودتان، بپذیرید که تجربه سالها و سالها مبارزه استعمار و تبلیغات استعمارى ـ که امروز یک علم شده
است، بخصوص در مبارزه با اسلام ـ این فرمول کلى را در عمل، برایشان یک اصل علمى مسلم کرده است که: «براى خراب کردن یک "حقیقت"، خوب، به آن، حمله مکنید، بد، از آن، دفاع کنید»![1]

* نسل جدید:

همین مسائل فوق‏الاشاره باعث شده است که نسل جدیدى از انقلاب، در
انتخابهاى خود متمایل به گزینه‏هاى دیگرى شود حتى در گرایش به دین،
و انتقادهائى نیز به دین بنماید. نظر شما چیست؟

دکتر: [همان‏طورى که بارها متذکر شده‏ام]، در سال 1339 در انجمن دانشجویان اروپا در فرانسه، جلسه‏اى تشکیل شده بود که در آن، آقایى که مشهور است و شما هم مى‏شناسید (و از خانواده‏هاى «معتبرى» هم هست) سخنرانى مى‏کرد. حضرت ایشان مى‏فرمودند که «... من، از اسلام، «خوشم» نمى‏آید... هرجا آخوندى مى‏بینم نمى‏دانم چرا «حالم» بهم مى‏خورد... هرجا منبر و روضه مى‏بینم «اُقّم» مى‏گیرد.... مذهب، عامل استعمار بوده و... ملاها هم در تاریخ ما همیشه، واسطه استعمار بوده‏اند و... و اصلاً من، از مذهب، «خوشم» نمى‏آید...» و حرفهایى از این قماش.

همان‏جا برخاستم و گفتم: «جناب! تو مثل آن خانمهایى حرف مى‏زنى که شکم اولشان براى شوهرجانشان ناز مى‏کنند ـ که مثلاً، من از ترشى «خوشم» مى‏آید، از شیرینى، «خوشم» نمى‏آید، آن‏را «خوش» ندارم، دلم مى‏خواهد آلوچه بمکم و نان لواش! شیرین‏پلو حالم را بهم مى‏زند ـ...![2] تو از مذهب و ایدئولوژى و عقیده هم «آن‏جورى» حرف مى‏زنى!... مگر دین «یام‏یام» است که تو از آن «خوشت» بیاید یا «خوشت» نیاید؟... براى رد و اثبات یک مذهب باید استدلال کرد، استدلال علمى و عقلى، نه ابراز احساسات شخصى![3]

 


1. همان، صص 287 ـ 288. البته باید توجه داشت که برخی بزرگان حوزه نیز نسبت به دکتر شریعتی به حق انتقاداتی

داشتند که مطرح نیز می کردند اما از فحش و توهین مبرا بودند که دکتر این افراد را از افراد فحاش بی سواد جدا می دانست.

 

[2]. از بابت بیان این نکته، معذرت مى‏خواهم از خانمهاى آن‏جورى!

 

[3]. همن، صص 285 ـ 286.

 

[1]. همان، صص 286 ـ 287

 

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :