روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳۸٩/٦/۱٠

* نسل جدید:

آقاى دکتر! امروز در رأى‏گیریها در جامعه خودمان مشاهده مى‏کنیم که
افراد جامعه ما گاه به سمت گزینه‏هائى تمایل پیدا مى‏کنند که اصولاً و
اساسا نه انقلابى هستند و نه مسئول و وظیفه‏شناس آیا اصولاً مى‏توان
در یک جامعه انقلابى اساس را بر گزینه صددرصد انتخابى مردم و
رفراندوم مستقیم قرار داد؟

 

دکتر امروز نوترین و حساسترین بحث سیاسى جامعه‏شناسى، مسأله دوباره طرح
شدن اصل دموکراسى از نظر جامعه‏شناسى است. در عین حال که همه فضایل
حکومت دموکراسى بر ما روشن است، این مسأله طرح شده است که آیا اگر اصل را در
یک نظام اجتماعى و رهبرى سیاسى، بر «پیشرفت»، «رهبرى» یک جامعه متوقف و
ناآگاه بگذاریم، در اینجا اعتنا کردن و ملاک قرار دادن پسند و رأى یکایک افراد مانع
اصل رهبرى و پیشرفت نخواهد بود؟ ............


اگر اصل بر این باشد که این جامعه باید از وضع
فعلى به‏درآید، این جامعه باید روابط اجتماعى منحطى را که دارد تغییر دهد، باید
طرز تفکرى که دارد عوض شود، باید زبانش و  مذهبش عوض شود، باید فرهنگش
پیش رود، باید بسیارى از معتقدات و خرافاتش از بین برود، باید به‏صورت انقلابى
دگرگون شود، باید تغییر کند، باید از این مرحله به مراحل بالاتر، جهش‏وار، ارتقاء
پیدا کند، باید این سنتهاى پوسیده‏اش را ریشه‏کن سازد، و اگر اصل را در سیاست و

حکومت بر دو شعار «رهبرى و پیشرفت» یعنى تغییر انقلابى مردم قرار دهیم، آن
وقت انتخاب این رهبرى به‏وسیله افراد همین جامعه ( به صورت مستقیم ) امکان ندارد، زیرا افراد جامعه
هرگز به کسى رأى نمى‏دهند که با سنتها و عادات و عقاید و شیوه زندگى رایج همه
افراد آن جامعه مخالف است و مى‏خواهد آنها را ریشه‏کن کند و بسیارى از سنتهاى
مردم سنت‏پرست را عوض کند و سنتهایى مترقى را جانشین آنها کند که مردم هنوز
با آنها آشنا نیستند و با آن موافق نیستند. چنین مردى و رهبرى نمى‏تواند مورد
اتفاق اکثرت آراء این مردمى که باید خودشان عوض شوند و آرائشان هم باید عوض
شود، قرار بگیرد. اما اگر حاصل حکومت را نه براساس حرکت و تربیت (سیاست) بلکه
براساس ثبوت یعنى براساس پلیتیک یا کشوردارى قرار بدهیم که حکومت
همان‏طور که در بینش یونانى گفتیم وظیفه‏اش تنها نگاهبانى و نگهدارى مردم و
حفظ سنتها و حفظ مقدسات موجود مردم و حفظ روابط اجتماع رایج باشد و مردم
در این حکومت فقط و فقط احساس خوشى و شادى و برخوردارى بکنند، بر این
اصل قرار بدهیم که حکومت فقط نگاهبان جامعه، حافظ شکل کنونى اجتماع یعنى
نگاهبان وضع موجود باشد، در این صورت، یک حکومت «استاتیک» خواهیم داشت،
و مسئولیتمان رهبرى نیست، اداره است، تغییر و پیشرفت و نجات و دگرگونى
انقلابى نیست، حفظ وضع و تحکیم نظام و بناى موجود است. بى‏شک عالیترین و
مقدسترین اصل و شکل سیاسى حکومت، با این اصل و براى این هدف، دموکراسى
است زیرا مردم به کسى رأى خواهند داد که مورد پسندشان است، یعنى به کسى که
با عموم هم‏رأى و هم‏ذائقه و با اکثریت هم‏عقیده باشد و خودش به همه این سنتها
تکیه کند و از آنها حمایت نماید و بر راه و روشى رود که همه یا اکثریت مى‏روند.

اما اگر گروهى از افراد روشن در یک جامعه‏اى قرار بگیرند و با وضع کنونى آن
جامعه مخالف باشند و آرزومند تغییر و تحول سریع و انقلابى در بینش جامعه، ذوق
جامعه، اعتقادات جامعه و سنتهاى موجود در این جامعه باشند، اینها از طرف مردم
اکثریت نخواهند داشت. کسانى اکثریت خواهند داشت که حافظ وضع موجود باشند.
بنابراین حکومتى که با آراء مردم یا آراء اکثر مردم انتخاب مى‏شود حافظ آراء اکثر
مردم خواهد بود.

کودکان بیشتر پرستارانى را انتخاب مى‏کنند که بى‏شک هدف آنها پرستارى و
خوش‏گذشتن به آنها و آزاد گذاشتن بچه‏ها باشد. کسى که به‏سختى با آنها رفتار
مى‏کند و آنها را در یک نظم دقیق متعهد مى‏کند و به آنها درس جدید و رسم جدید و
هر لحظه گامى جدید تحمیل مى‏کند، مسلما رأى نخواهد آورد. یکى از نویسندگان
مى‏گوید: «من در کودکى همیشه به مادرم بد مى‏گفتم براى اینکه همیشه مرا به
رختشویى، به جاروکشى و به غذا درست کردن وادار مى‏کرد و بعد هم تا مى‏خواستم
فرصتى براى استراحت داشته باشم، مى‏گفت برو درس بخوان، مشق بنویس، کتاب
بخوان. اما خاله مهربانى داشتم که تا چشم مادرم را دور مى‏دید، مرا به گردش
مى‏برد، اسباب بازى برایم مى‏آورد، شیرینى برایم مى‏خرید، و وقتى که من به خانه
خاله‏ام مى‏رفتم، آنجا احساس آزادى مطلق مى‏کردم و همیشه ستایشگر خاله‏ام بودم
و سرزنش‏کننده مادرم بودم.

اما، حالا که بزرگ شده‏ام همیشه مادرم را ستایش مى‏کنم ولى از خاله‏ام هیچ
حرفى نمى‏زنم».[1]

 



[1]. همان، صص 463 ـ 465.

 

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :