روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳۸٩/٧/٢٥

روز دوم خرداد 1388 همه چیز برای یک هنجار شکنی تمام عیار، که سالها باصطلاح اصلاح طلبان انتظار آن را می کشیدند تا ضمن دهن کجی به طرفداران انقلاب ازارزشمداران جامعه انتقام بکشند ،فراهم بود؛ دختران فیروزه ای که می گفتند به وسیله " فائزه هاشمی "  سازمان دهی شده بودند، همراه با فرمانده خود در سالن دوازده هزار نفری آزادی حضور فعال داشتند. بعضی رقاصه ها و مطرب های فاسد که به ناحق اسم خود را " هنرمند " و " بازیگر" گذاشته اند وبه این وسیله اسم و رسم هنر مندان را خراب کرده اند نیز حضور فعال داشتند. در کنار آنها چهره افرادی مانند سید محمد خاتمی، همسر شهید رجائی، زهرا رهنورد، محسن امین زاده ( رئیس ستاد قیطریه، که ظاهرا همه کاره جشن به نظر می رسید )، تابش رئیس فراکسیون به اصطلاح اصلاح طلبان مجلس شورای اسلامی، دختر هاشمی رفسنجانی ......و برخی از خانواده های شهداء حضور داشتند.

همه با هم درآن سالن قوم وخویش و " ندار" بودند و گل می گفتند و گل می شنیدند، می خواندند ومی رقصیدند. عجیب این که این خانواده های شهداء این رقاصیها را دیدند و خم به ابرو نیاوردند.

راستی یک سؤال: " اگر آن شهدای والا مقام زنده بودند ودر آن سالن حضور داشتند، در آن جلسه می نشستند یا جلسه را ترک می کردند؟ ".

هنگام ورود خاتمی به سالن یکی از هنرپیشه ها با وضع و حجاب زننده ای یک گل ارکیده به خاتمی تقدیم کرد که شادی و شعف خاتمی را به دنبال داشت. صحنه غریبی بود؛ نماینده سرویس اطلاعاتی " اینتلیجنت سرویس " در وسط سالن همه جوانب را زیر نظر داشت به گونه ای که گوئی " بانی" مجلس است. زنهای بد حجاب در وسط سالن پرچمی مزین به نام مبارک امام حسین ع در دست داشتند وبه عنوان نماد مذهبی بودن آن را در معرض نمایش گذاشته بودند(همانهائی که توصیه هایشان در گذشته برای استفاده نکردن از نمادهای مذهبی و دینی گوش فلک را پر کرده بود و آن را نوعی فریب و ریا می دانستند ). در گوشه دیگرسالن تعدادی زن که لباسهای توری سبزروی لباسهای خودپوشیده بودند با آهنگ یکی از خوانندگان در حال رقصی شبیه رقص موج بودند. عده ای سوت می زدند و عده ای شروع به خواندن سرود " یار دبستانی " کردند. خلاصه محشری بر پا بود. رقاصی ها به طور متناوب ادامه داشت. تا این که نوبت به صحبت کردن شد.

همانهائی که دیروز می گفتند و امروز هم می گویند که در جمهوری اسلامی آزادی بیان وجود ندارد و اگر آزادی بیان هم وجود دارد آزادی پس از بیان وجود ندارد هر آنچه می خواستند برعلیه " نظام جمهوری اسلامی" و " مرد شماره 2 آن در قانون اساسی " گفتند و سعی کردند هر دو را ملکوک  کنند. 

یکی از کارگردانان[1] گفت:

-          چهار سال با هر سفر رئیس جمهوربه استان، به روستا، به خارج از کشورمن احساس حقارت می کردم.

-          وقتی فقر تمام ایران را گرفت من احساس حقارت کردم.

-          اما یک چیزی بیشتر از همه این حقارت ها اذیتم می کرد و آنهم دروغگوئی بود.

-          چهار سال همه چیز رو با دروغ پنهان کردند؛ فقط با تریبونی که دستشان بود و ما نداشتیم.

-          چهار سال یک آدم کوچولو منو کوچولو کرد.[ تمام این عبارتها با سوت و کف و تشویق شدید حاضرین همراه بود ].

هنرپیشه زنی که در سالن حضور داشت[2] چنین گفت:

-          ما کاری خواهیم کرد که یک رئیس جمهور دو بار بر نگردد.

-          اگر خدای نکرده اتفاق دیگری افتاد این پرچم سند این است که اصلاحات همیشه زنده است.

-          ته این بازی برد هست نهایت این بازی برد هست بچه ها دوستون دارم!

هنر پیشه مردی گفت:

-          ما توی این چهار سال خاله سوسکه شده بودیم ومیزدند ما را، ما هم به کتک خوردن عادت کرده بودیم.

هنر پیشه زن دیگری می گفت:

-          امید وارم روز 23 خرداد جشن پیروزی اصلاح طلبان را در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی بتوانیم بگیریم.( اینها برنامه ریزی می کردند تا روز 23 خرداد در ورزشگاه جشن بگیرند اما از اینکه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی روز 24 خرداد تجمعی را در میدان ولی عصر برای طرفداران رئیس جمهور منتخب ترتیب داد داشتند خود را هلاک می کردند ).

-          من 24 سالم هست، شش سال دیگه سی سالم میشه – این دوره مهمی توی زندگی منه –

-          دوست دارم توی این چهار سال اتفاقی بیافتد که فیلمهائی که دوست داریم مجوز نمایش بگیرند، کتابهائی که دوست داریم مجوز چاپ بگیرند.( ببینید! با افتضاحی که در فیلمهای فعلی به بار می آورند اگر میر حسین رأی می آورد چه غوغائی می کردند).

-           چهار سال است که به نمایشگاه کتاب نرفتم امیدوارم سال دیگه بتونم برم.

در همین حال در گوشه ای از سالن برخی در حال کشف حجاب بودند تا آن اتفاق مهم که این هنرپیشه زن منتظر آن بود را هر چه زودتر به منصه ظهور برسانند.

{ در آینده نزدیک فیلم آن را به شما نشان خواهم داد }

ادامه دارد......... دنبال کنید



[1] . می گویند نام وی کامبوزیا – پ می باشد.

[2] . نامش بهاره – ر می باشد.

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :