روشنگر
وبلاگ دکتر احمد جهان بزرگی استاد دانشگاه و عضو هیآت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: احمد جهان بزرگی - ۱۳۸٩/٧/۱٤

بلاخره این سه جریان ( یعنی کمیته سه جانبه، مجاهدین _ مشارکت و کارگزاران _ مجمع روحانیون) درمهرو آبان سال 1387 به یک هدف مشترک رسیدند و در این راستا یکدیگر را پیدا کردند تا با یکدیگر تعاملی داشته باشند. هدف مشترک آنها در آن سال توافق برسر"پیروزی خاتمی در انتخابات " بود. براین اساس در 16 آبانماه 1387 به نوعی همگی درهمایشی به نام " پویش دعوت از خاتمی " شرکت کردند و هر آنچه خواستند بر علیه دولت احمدی نژاد ونظام جمهوری اسلامی گفتند و خندیدند. ( در چنین جلسه ای حضور هر کسی عادی به نظر می رسید جز افرادی که لباس روحانیت دربر دارند و جزء حزبی به نام " مجمع روحانیون مبارز " بودند. آنها هم دراین جلسه می گفتند و می خندیدند. این جلسه زمینه جلسه ای را فراهم کرد که بعدها در ورزشگاه آزادی فراهم شد که واقعا افتضاح را به اوج خود رساند ). پس از این جلسه بود که خاتمی پذیرفت کاندیدای ریاست جمهوری شود و فعالیتهائی را در این زمینه آغاز کرد.

اما به ناگهان بعد ازاینکه خاتمی پذیرفت که به عنوان کاندید ریاست جمهوری جبهه اصلاحات شود در دیماه و بهمن ماه 87، علاوه بر چند نفر از اعضاء جبهه اصلاحات، سه نفر ازهواخواهان تحصیل درانگلستان وفارغ التحصیلان انگلستان وارد صحنه تعیین کاندیدای ریاست جمهوری شدند و تلاش نمودند تا خاتمی را با موسوی عوض کنند. این سه نفر عبارت بودند از:

1- ابوالفضل فاتح که زن و فرزند خود را در انگلستان گذاشته و به ایران آمده بود ( بعد از آمدن موسوی مسئول کمیته تبلیغات ستاد موسوی شد).

2- محمد رضا تاجیک که از انگلستان فارغ التحصیل شده بود و در دوره خاتمی مشاور ارشد او بود ( او هم مشاور ارشد میر حسین در ستادش شد ).

3- مهدی هاشمی رفسنجانی که رابط  حزب کارگزاران سازندگی ( یعنی حزب خانواده هاشمی ) با موسوی بود وعلاوه بر اینکه به شدت از موسوی حمایت می کرد، هوای تحصیل در انگلستان یعنی محل اقامت چندین و چند ساله خواهرش فائزه را نیزدر سر داشت.

بالاخره در آخر بهمن ماه 1387 آنها موفق شدند موسوی را متقاعد کنند که خود را کاندید کند وخاتمی را متقاعد کردند که از کاندیداتوری انصراف بدهد. بالاخره پس از کشمکشهائی موسوی در 20 اسفند 1387 رسما کاندیداتوری خود را اعلام کرد که مورد استقبال بسیاری از اصلاح طلبان قرار گرفت اما مشارکت و مجاهدین حداقل به سه علت شروع به مخالفت با موسوی کردند:

1-  او را مرد این صحنه نمی دیدند.

2-  ظن قوی داشتند که با موسوی رای نمی آورند.

3- با این کار خود حداقل می توانستند از موسوی امتیازات مورد نظر خود را بگیرند.          

از 20 اسفند 87 تا 15 فروردین 88 که بسیاری از افراد در حال و هوای عید و خرید عید بودند طرفداران موسوی در حال رایزنی با مجاهدین – مشارکت بودند که در ستادی به نام " ستاد قیطریه " جمع شده بودند. محسن آرمین در طول 15 روز تعطیلی عید مذاکرات متعددی با میر حسین داشت تا او را متقاعد کند که از کاندیداتوری کنار بکشد زیرا با خاتمی برنده خواهند شد. اما موسوی نپذیرفت و بر مواضع خود اصرار ورزید.

از پانزده فروردین تا بیستم، خاتمی وارد میدان شد و بالاخره در جلساتی مجاهدین و مشارکت را متقاعد کرد که چون قطعا من نخواهم آمد بنابر این برای جلوگیری از تفرقه بهتر است شما هم به میر حسین بپیوندید. مجاهدین – مشارکت از سر ناچاری پذیرفتند و ضمن اینکه ستاد قیطریه، به ریاست محسن امین زاده، را در خدمت فعالیت برای تبلیغ موسوی گذاشتند " قائم مقامهای واحدهای ستاد انتخاباتی موسوی " را به تصرف خود درآوردند و بدین وسیله کنترل کل ستاد را به دست خود گرفتند. یکی از افراد ستاد موسوی با ناراحتی گفته بود: " بعد از آنکه کل ستاد به تصرف آنها در آمد شکوری راد که قائم مقام کمیته استانهای ستاد شده بود برای سخنرانی فقط از اعضاء دو حزب مجاهدین – مشارکت استفاده می کرد ".

مجاهدین – مشارکت در ستاد قیطریه کمیته ای تشکیل دادند و نام آن را " کمیته X " گذاشتند. وظیفه این کمیته این بود که تبلیغات سیاهی را بر علیه احمدی نژاد ساماندهی کند. فعالیت آنها منجر به تهیه و انتشار لوحی شد که به " CD90" معروف گشت. در این لوح فشرده هر نوع دروغ و توهینی که تهیه کنندگان آن بلد بودند بر علیه احمدی نژاد ساختند و پخش کردند.

از 19 اردیبهشت 88 کم کم پس از اعتراضات کاندیداها در مورد یکسویه بودن تبلیغات وبرنامه های صدا و سیما زمزمه حضور کاندیداها در برنامه های مناظرات تلوزیونی شروع شد. در همین زمان ستاد قیطریه با کمک خاتمی تلاشی را برای برگزاری سالگرد دوم خرداد فراهم کردند و از موسوی نیز درخواست نمودند تا در این مراسم حضور داشته باشد. اما موسوی به خاطر آنکه در آن مراسم بیشتر خاتمی مطرح می شد و او در پرتو خاتمی قرار می گرفت از پذیرفتن حضور سر باز زد و به اصفهان رفت.

بالاخره دوم خرداد 88 فرا رسید و نقطه عطفی در ظهور وبروز فرهنگ مدعیان اصلاحات شد.   

احمد جهان بزرگی
احمدجهان‌بزرگی_ متولد 1334 در شیراز هستم. تاکنون تالیفات متعددی را در زمینه اندیشه‌های سیاسی در اسلام، و هم‌چنین حکومت دینی به رشته تحریر درآورده ام. معرفی: سوابق تحصیلی: کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران_ کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی_ دانشوری علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس_ دکترای علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه تهران_ تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه و اصول فعالیت‌های اجرایی: مدیر گروه علوم سیاسی (شورای نقد کتب دانشگاهی) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی_ مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ مدرس سطح دو حوزه علمیه عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی_ فعالیت های آموزشی : تدریس دروس علوم سیاسی و معارف اسلامی در دانشگاه های تهران تدریس دروس اصول فقه و مظفر در حوزه های علمیه تدریس دروس ریشه های انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، فقه سیاسی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، روش تحقیق در علوم سیاسی، مبانی سیاست، روش تحلیل سیاسی و متدلوژی تفسیر سیاسی_ کتابها: اصول سیاست و حکومت/ پیشینه تاریخی نظریه ولایت‌فقیه/ اندیشه سیاسی امام خمینی/ درآمدی بر نظریه دولت در اسلام/ متدولوژی تفسیر سیاسی/ آزادی سیاسی/ درآمدی بر تحول دولت در اسلام/ اصول تحلیل و بررسی/ روش پردازش داده‌ها/ مقالات: پیشینه تاریخی ولایت فقیه / قبسات// نخبگان در جامعه اسلامی (مجموعه مقالات) / راه انقلاب// جستاری در استراتژی برخورد آمریکا با ایران (مجموعه مقالات) / جرعه جاری// نظام سیاسی و دولت در اندیشه امام خمینی / نشریه دانشگاه اسلامی// انقلاب عدالتخواهی در دو اندیشمند معاصر آن / نشریه دانشگاه اسلامی// شیخ فضل اله نوری و میرزای نائینی تضاد یا سوء تفاهم / نشریه قبسات// سیری در اصول کلی اندیشه ائمه مکتب هدایت (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// اصول اندیشه سیاسی در اسلام و مغرب /(مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// مدخلی بر مبانی علم سیاست (مجموعه مقالات) / تأملات سیاسی// ( برای دیدن کلیه مطالب لطفا به آرشیو مطالب مراجعه نمائید )
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :