برگی از تاریخ انقلاب اسلامی - قسمت شانزدهم

سناریوهائی برای کشته سازی و اتهام تجاوز

یکی از دستورالعملهای جرج سوروس توطئه گر یهودی میلیاردرآمریکائی برای انقلاب رنگی " تشییع جنازه نمادین " است. اما جریان سه گانه فتنه( کمیته سه جانبه، مجاهدین – مشارکت و مجمع روحانیون – کارگزاران سازندگی ) فکر دیگری کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که بهتر است تشییع جنازه واقعی راه بیافتد زیرا از سعید حجاریان هم قبلا آموخته بودند که اصلاحات خون می خواهد. بنابراین به این نتیجه رسیدند که سناریوهای مختلفی برای خونریزی و ایجاد " پیراهن عثمان " فراهم کنند. بر این اساس قرار می شود در راهپیمائی روز بعد از خطبه های مقام معظم رهبری که برای بی خاصیت نشان دادن سخنان معظم له از طرف مجمع روحانیون مبارز برنامه ریزی شده بود[1]، فرد یا افرادی با برنامه ریزی و دستور " کمیته سه جانبه "( موساد ، MI6  ، سیا ) کشته شوند تا با چله به چله کردن کشته ها فتنه تداوم یابد.

در این میان قرعه فال به نام خانمی با نام " ندا آقا سلطان " افتاد. دو نفر از عاملین موساد و اینتلیجنت سرویس مأموریت یافتند تا این سناریو را عملیاتی نمایند. اولی فردی بود به نام " کاسپین ماکان " که به ظاهر نامزد ندا بود و دومی فردی بود به نام " آرش حجازی " که به ظاهر پزشک است اما در باطن مامور اینتلیجنت سرویس انگلستان که پس از انجام مأموریت بلافاصله هردوبه توصیه افسران اطلاعاتیشان ازکشور خارج شدند که هم از ضربه افراد اطلاعاتی ایران مصون بمانند و هم سرویسها بتوانند در جهت جنگ روانی از آنها سوء استفاده بنمایند.آنها این سناریو را در خیابانی به نام مظفریخواه که از انشعابات امیرآباد شمالی می باشد پیاده کردند که اساسا و اصولا در گیری میا ن تظاهر کنندگان و نیروهای انتظامی و امنیتی در آنجا رخ نداده بود. 

بلافاصله پس از این واقعه تمام شبکه های وابسته به امپریالیسم خبری غرب و صهیونیسم در حرکتی هماهنگ به انعکاس این خبر پرداختند. آنها همانطور که انتظار می رفت این مسئله را به مأمورین جمهوری اسلامی ایران نسبت دادند و بسیجیا ن و افراد حزب اللهی را به جنایت متهم نمودند.

میر حسین موسوی و کروبی با درس از این مسئله پروژه کشته سازی را شروع کردند که به آن خواهیم پرداخت.

آشوبگران در همین روز به مسجد لولا گر حمله کردند و ضمن آتش زدن این مسجد ده نفر از بسیجیان ومردم عادی را به خاک و خون کشیدند و یکصد نفر را زخمی کردند. در همین زمان یک بمب گذار انتحاری با بستن بمب به کمر خود، آن را درحرم امام خمینی منفجر کرد که منجر به مجروح شدن عده ای از افراد شد.

سران جریانهای دوم وسوم نیز یکی پس از دیگری در حرکتی بسیار سخیف و موذیانه از31 خرداد 88 به بعد سعی کردند که با سخنان مقام معظم رهبری مخالفت کنند.

-          سید محمد خاتمی طی بیانیه ای خطاب به ملت اعلام کرد که ارجاع شکایت به مراجعی که باید حافظ حقوق مردم باشند ولی خود مورد انتقاد و شکایت هستند راه حل مسئله نیست. وی انتصاب حرکتهای مردم به بیگانگان را جلوه ای از سیاستهای نادرست دانست.

-          سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیه ای می گوید: اقتدار گرایان می کوشند وقایق را وارونه و حقایق را تحریف کنند.

-          میر حسین موسوی در بیانیه ای گفت که اعتراض به دروغ و تقلب حق شما است. پایگاه اطلاع رسانی او از مردم خواست روز دوشنبه از ساعت 5 تا 6 به نشانه اعتراض چراغهای اتومبیل خود را روشن نگه دارند.

1 و 2 /4 / 88

-          حدود 300 – 400 نفر در میدان ولی عصر تجمع کردند.

-          جبهه مشارکت اسلامی با صدور بیانیه ای از علماء ومراجع می خواهند که در این اوضاع رسالت دفاع از مردم و حفظ خون و نوامیس آنها را انجام دهند.

-          حسینعلی منتظری با صدور اطلاعیه ای به کشته شدن تعدادی از مردم اعتراض کرد و سه روز را عزای عمومی اعلام کرد.

-          در روز هشتم تیرماهشورای نگهبان قانون اساسی صحت انتخابات را پس از باز شماری ده درصد از آراء اعلام کرد.

از این پس مردم ایران منتظر ایفای یک نقش مثبت از طرف اکبر هاشمی رفسنجانی بودند. اما هاشمی رفسنجانی با وجود این که می توانست به عنوان یکی از افرادی که همیشه مدافع نظام بوده است و باید با یک مدیریت بحران، بحران پس از انتخابات را فرو بنشاند اما خود دامن زننده به بحران شد و حتی در خطبه ای که در روز 16 تیر 88در نماز جمعه تهران خواند خطاب به رهبری تلویحا اعلام کرد که اگرمردم شما را نمی خواهند باید از قدرت کناره گیری کنید.

ادامه دارد.... دنبال کنید


[1] . مهدی کروبی بدون توجه به سخنان مقام معظم رهبری در این روز با صدور اعلامیه ای از دولت خواست که با ابطال انتخابات آنچه را که او خواسته ملت خواند را بپذیرد.

/ 0 نظر / 22 بازدید