برگی از تاریخ انقلاب اسلامی _ قسمت پنجم

3- جریان کارگزاران _ مجمع روحانیون مبارز

گفتیم که " کارگزاران سازندگی " را به حق می توان حزب " هاشمی ها " نامید. نقطه عطف قصه ورود این جریان به فتنه را بهتر است به انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 بازگردانیم.

در واقع قضیه از زمانی آغاز شد که کارگزاران سازندگی ( که چهار سال قبل از این در نظر داشتند با تغییر قانون اساسی، ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی را از هشت سال به دوازده سال افزایش بدهند ) به آقای هاشمی رفسنجانی پیشنهاد کردند که دوباره وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری بشود. مشارالیه نیزتصمیم گرفت که وارد این عرصه شود و در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 کاندید یا نامزد گردد. او در این زمان در اذهان عمومی مردم ( چه در داخل و چه در خارج ) مرد شماره 2 نظام محسوب می شد، که در بسیاری از تصمیم گیریهای کلان جامعه مشارکت مستقیم دارد.( یعنی تصویر عموم مردم این بود که اگر سه نفر زمانی برای یک تصمیم گیری مهم نزد مقام معظم رهبری جمع می شوند یکی از این سه نفر آقای هاشمی رفسنجانی است ).

-                      علت واقعیاین تصمیم سازی و تصمیم گیری جهت شرکت در انتخابات چه چیزی می توانست باشد، شاید برای هریک از افراد دلیل خاصی وجود داشت، که در تحلیل فعلی ما اهمیت ویژه ای ندارد که به آن بپردازیم. (پس شما می توانید علت مورد نظر خودتان را در اینجا بگنجانید ). 

البته درهمان زمان چنین شایع شد که مقام معظم رهبری به ایشان توصیه کرده اند که از کاندیدا شدن صرفنظر کند، اما او نپذیرفته بود.

در آن زمان تحلیل کارگزاران سازندگی ( وتنی چند از کاندیداهای دیگر و همچنین تشکلهای دیگر ) این بود و ظاهرا خود اونیز پذیزفته بود که در جامعه یک قشر خاکستریوجود دارد که معمولا افراد آن درانتخاباتها شرکت نمی نمایند پس اگر هر کس، ازکاندیداهای ریاست جمهوری، موفق شود این قشر را طرفدارخود نماید، پیروز انتخابات خواهد بود.

بر این اساس کارگزاران سازندگی دست به یک ریسک زد ند و در " کلیپ تبلیغات انتخاباتی "[1] که برای مشارالیه ساخته و پرداخته نمودند به جای اهمیت دادن به بسیجیان ومستضعفین و قشر متدین جامعه که همواره در برابر مخالفین ازآقای هاشمی حمایت کرده بودند، در صدد بر آمدند که نظراین قشرخاکستری، که معمولا یا از قشر مرفه جامعه بودند ویا تحت تاثیر آنها قرار داشتند، را به ایشان جلب نمایند بنابر این در فیلم تبلیغات انتخاباتی مذکوراین گونه نشان دادند که ایشان برای این قشر اهمیت زیادی قائل است.

در قسمتی از این فیلم آقای هاشمی در برابر دختر خانمی که نسبت به همه چیز و همه کس در جامعه اظهار بی اعتمادی می کند و می گوید: " ( در جامعه ) همه چیز بوی نیرنگ و فریب می دهد " و " بیست سال است که گول خورده ام و از این گول خوردگی خودم بدم می آید " و " من همه اعتمادم را در این جامعه از دست داده ام " ، " معنی اعتماد را به من برگردانید "؛ آقای رفسنجانی به جای دفاع از انقلاب و سیاستهای گذشته و نظام و رهبری ( حداقل مربوط به دوران امام و مربوط به دوران خودش )، ضمن تلقی به قبول کردن وجود این مشکلات و کاستیها در جامعه این قشر را تحریک به آمدن به صحنه و " حضور فعال در جامعه " را می نماید.

البته این مسئله در ذهن بسیاری از افراد جامعه مزید براین علت شد که آقای هاشمی علاوه بر این که در دوران ریاست جمهوری اش با گرایش به سیاستهای " تکنو کراتیکی " همین افراد وابسته به کارگزاران تفاوت طبقاتی، از منظر اقتصادی، در جامعه ایران را به شدت افزایش داده بود و خانواده هاشمی به ویژه فائزه هاشمی در خراب کردن فرهنگ مذهبی جامعه ( با ترویج دوچرخه سواری و پوشیدن کت و دامن ) نقش ویژه ای ایفا نموده بودند، امروز نیز آقای هاشمی برنامه دیگری برای به صحنه آوردن افراد بی تفاوت، لاابالی و به قول امام " مرفهین بی درد " به نفع خود رادارد.

 

یک مسئله مهم در اینجا این که آقای رفسنجانی و یاران ایشان متاسفانه فراموش کردند که امام فرموده بودند:

اگر مسئولین نظام اسلامى از شما ( بسیجیان)غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت.                                    (صحیفه امام،ج‏21، ص196 )

 

 

ادامه دارد، دنبال کنید.......  


[1] . این کلیپ توسط بهروز افخمی و به سفارش دست اندر کاران حزب کارکزاران تهیه شد.

/ 0 نظر / 23 بازدید