دین لیبرالیسم - 5

پیشینه - 5

پیامبری که خیال بسیاری ازهواداران دین لیبرالیسم برای پیدا کردن  " معیارهنجارهای قانونی " و " معیاراخلاق " را آسوده نمود، انگلیسی دیگری بود به نام " جرمی بنتهام " که متولد 1748 لندن بود. پدرش وکیل دعاوی بود. او در 1776 کتاب " قطعاتی درباره حکومت " را نوشت و در 1785 " دفاع از ربا " را به رشته تحریردرآورد، که آن را از اصول استوار اقتصاد اسمیت می دانست. او در سال 1788 مهمترین اثر خود، " مقدمه ای بر اصول اخلاق و قانونگذاری " را نوشت.

 بنتهام با مطرح کردن اصلی به نام " لذت و درد " آن را معیار همه چیز درزندگی بشری دانست اصلی که حکومتگران غرب از آن پس همه زندگی و تلاش خود را بر این قرار دادند که این اصل جای همه تفکرات دیگر را بگیرد.

 بنتهام می گفت:

" ....غایت و هدف یک قانونگذار باید سعادت مردم باشد. در امور قانونگذاری، سودمندی همگانی باید اصل راهنما باشد بنابراین علم قانونگذاری عبارتست از تشخیص و تعیین آن چیزی که خیر جامعه معینی راکه منافع آن مورد نظر ماست تأمین کند...

طبیعت، بشررا فرمانبردار دو حاکم گردانده است یکی لذت و دیگری درد. همه تصمیمات  ما در زندگی به این دو بر می گردد... جستجوی لذت و گریز از درد تنها غایت آدمی است حتی در لحظه ای که بزرگترین لذت را از خود دریغ داردو یا جرائم سنگین را بر خود هموار کند. این اصل چون دگرگونی ناپذیر و مقاومت ناپذر است، باید موضوع اصلی مطالعه دانشمندان اخلاق و قانونگذار باشد اصل سودمندی هر چیزی را تابع این دو انگیزه می کند.

سودمندی، تعبیر انتزاعی معنای آن خاصیت یا تمایل هرچیزی است به آنکه خود را از شری مصون بدارد و یا به خیری دست یابد. شر به معنای درد یا رنج یا علت رنج است. خیر به معنای لذت یا علت لذت است.

من هنگامی پیرو اصلاح سودمندی هستم که پسندیدگی یا ناپسندیدگی هر کاری را، خواه عمومی باشد یا خصوصی از لحاظ گرایش آن به ایجاد دردها و لذتها اندازه بگیرم و اصطلاحاتی مانند عادلانه و یا غیر عادلانه، اخلاقی یا ضد اخلاقی،‌خوب یا بد را به عنوان اصطلاحات جامعی بکار ببرم که بر مفاهیم دردهای معین و لذتهای معین دلالت دارند و هیچگونه معنای دیگری نمی سازندو باید همیشه دانست که من واژه های درد و لذت را در معنای عادیشان به کار می برم بدون اینکه به تعاریف خودسرانه ای برای خود بعضی از انواع لذت یا انکار وجود بعضی از دردها متوسل بشوم ".

قانونگذاری:

" ... گسترش لذتها، گریز از دردها تنها غایاتی هستند که هر قانونگذار باید به دیده داشته باشد. از این رو شایسته است که قانونگذار، ارزش هر یک از آنها را به دقت و درستی بداند. قانونگذار با توجه به اینکه لذتها و دردها ابزار های کار او هستند باید درباره عمق و قدرت آنها که در واقع از دیدگاه دیگر همان ارزش آنها را تشکیل می دهد به دقت مطالعه کند ".

وظیفه حکومت:

"... کار تهیه موجبات لذت باید کم و بیش تماماً به عهده خود فرد واگذار شود، وظیفه اصلی حکومت باید محافظت فرد در مقابل رنج باشد.... قانونگذار باید.... خوشبختی اجتماع سیاسی را غایت و هدف خود قرار دهد... خوشبختی عبارتست از: معاش، فراوانی، برابری و امنیت "

 

به این ترتیب بنتهام پایه گذار دو اصل از اصول دین لیبرالیسم گردید:

1- لذت گرائی : هر چیزی لذت آور است خوب است و هر آنچه درد آور است بد است.

2- نسبیت اخلاق ( که خود نتیجه اصل فوق تلقی شد یعنی این که اصول اخلاقی ثابتی در عالم خلقت وجود ندارد. چیزی ممکن است در یک زمان خوب باشد و در زمان دیگری بد و بالعکس )

 

هرکس به نسبیت اخلاق اعتقاد پیدا نمود به فاحشه گری و هم

 جنس گرائی خواهد رسید

ادامه دارد..............

 

/ 0 نظر / 50 بازدید