پاسخ برخی سوالات جدید - 3

مربوط به مخاطبین مسجد الحسین ع

پرسش١- بحث ولایت فقیه در کشور ایران از چه زمانی و چگونه مطرح شد؟

پاسخ :

- این بحث از زمان سلمان فارسی که حاکم شهر ایرانیان شده بود مطرح بود. زیرا او اولین یا دومین فقیهی بود که در زمان غیبت امام علی ع از حکومت با اذن ایشان بر مدائن حاکمیت یافت.

- دومین فقیهی که در قسمتی از ایران حکومت یافت حسن بن علی حسنی معروف به "اطروش " بود که در اواخر قرن سوم هجری بر طبرستان حاکمیت یافت. او فقیهی بزرگ و وارسته بود که مورد تکریم علمای شیعه است.

- از آن به بعد علمای دیگری به مطرح کردن مقوله ولایت فقیه پرداختند که عباتند از : شیخ مفید، شیخ طوسی، ابن ادریس حلی، علامه حلی و بسیاری از فقهاء دیگر....

برای دریافت این مطلب به تفصیل مراجعه کنید به کتاب :

در آمدی بر تحول نظریه دولت در اسلام ---- احمد جهان بزرگی ---- پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

 

پرسش 2 -  لطفا از دلایل عقلی ولایت فقیه بفرمائید.

پاسخ :

از بدیهیات است که انسان اجتماعی نیازمند قانون است و قانون نیز نیازمند سه مقوله قانونگذاری، اجرای قانون و ضمانت اجرای قانون که به مجموعه اینها " حکومت " گفته می شود. در تعریف حکومت می توان گفت : " حکومت به دستگاهی گفته می شود که بر جامعه اقتدار و چیرگی دارد ". اما هر حکومتی برای پیاده کردن قانون نیازمند یک تدبیر و چاره اندیشی است که به آن " سیاست " گفته می شود. سیاست نزد فقهاء و فلاسفه اسلامی از جمله امام خمینی عبارت است از" اداره جامعه های انسانی و هدایت آن به سوی تعالی ".

بنابراین " هدایت " یک رکن اساسی در سیاست است. این مسئله را نه تنها قرآن، پیامبر و امام علی ع مورد تایید قرار می دهند بلکه افرادی مانند فلاسفه غرب، که سعی می کرده اند صرفا از طریق عقل به سیاست نگاه کنند، نیز به همین مسئله دست پیدا می کنند که هدایت که رابطه تگاتنگی با فضیلت اخلاقی دارد یکی از ارکان زیر بنائی جامعه است. ارسطو در همین زمینه می گوید: " دولتی که ایجاد فضلیت اخلاقی در جامعه را هدف خود قرار ندهد دولت به معنای واقعی نیست بلکه لفظ دولت را یدک می کشد ". پس از نظر ارسطو نیز هدایت در سیاست یک رکن است.

اما هدایت در جامعه ایجاد نخواهد شد مگر آنکه فضیلت اخلاقی ایجاد شود. فضیلت اخلاقی نیز در جامعه ایجاد نمی شود مگر آنکه وجدان اخلاقی افراد تقویت یابد. وجدان اخلاقی افراد نیز در جامعه تقویت نمی یابد مگر آنکه " خدا " و " آخرت " در جامعه جدی گرفته شود. در این مورد سقراط می گوید: هرگاه دین در جامعه ضعیف شود افراد به خود اجازه می دهند هر کاری انجام دهند. و " برتر اند راسل " فیلسوف انگلیسی می گوید: اگر خدا در جامعه تعطیل شود همه چیز آزاد می شود.

جدی گرفتن خدا و آخرت در جامعه نیز وابسته این است که رهبران خدا ترس و آخرت بین در رأس جامعه قرار بگیرند. زیرا این تجربه تاریخ است که " الناس علی دین ملوکهم " ( مردم بر روش زندگی حاکمان خود زندگی می کنند). پیامبر می فرمایند: فساد جامعه وابسته به فساد دو دسته است : حکام و علماء. و جامعه شناس ایرانی سعدی معتقد است که اگر حاکمان جامعه خطاکار باشند خطا سر تا پای جامعه را فرا می گیرد. [ اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی / بر آرند غلامان درخت بن از جای ].

در جامعه تشیع بعد از پیامبر وائمه معصومین این فقهاء جامع الشرایط هستند که تمرین خداترسی و آخرت بینی می کنند و ثابت قدم ماندن در این راه فقط با عمل به عدالت امکانپذیر است . که عمل به عدالت نیز جز با تخصص در احکام الهی شریعت امکانپذیر است. و فقیه عادل تنها کسی است که در احکام شریعت متخصص است پس او باید بر جامعه حاکم شود.

 

/ 0 نظر / 10 بازدید